دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد”M.A”
حقوق جزا و جرم شناسي
موضوع
بد حجابي و مسائل مربوط به پوشش، آرايش و ظاهر اشخاص (رويکردهاي رايج در ايران امروز از ديدگاه حقوق جزا و جرم شناسي)
استاد راهنما
دكتر بهنام يوسفيان شوره دلي
استاد مشاور
دكتر مهدي ذوالفقاري
نگارش
علي مرتضي قريه علي
تابستان 1390
بسم الله الرحمن الرحيم

أَلْحَمْدُلله الَّذِى عَلا بِحَوْلِهِ وَدَنا بِطَوْلِهِ، مانِحِ كُلِّ غَنِيمَةِ وَ فَضْل. وَكَاشِفِ كُلِّ عَظِيمَة وأَزْل أَحْمَدُهُ عَلى عَواطِفِ كَرَمِهِ وَسَوَابِغِ نِعَمِهِ وَأُومِنُ بِه أَوَّلا بادِياً وَأَسْتَهْدِيهِ قَرِيباً هادِياً. وَأَسْتَعِينُهُ قاهِراً قادِراً وَأَتَوكّلُ عَلَيْهِ كافِياً ناصِراً وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً(صلى الله عليه وآله)عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ. أرْسَلَهُ لانْفَاذِ أَمْرِهِ وَإنهَاءِ عُذْرِهِ وَتقدِيمِ نُذُرِهِ.
ستايش مخصوص خداوندي است كه علو مرتبه اش به خاطر قدرت، و نزديكيش به مخلوقات به واسطه عطاء و بخشش اوست. همو بخشنده تمام نعمتها، و دفع كننده تمام شدايد و بلاهاست او را مي ستايم در برابر عواطف كريمانه و نعمتهاي وسيع و گسترده اش به او ايمان مى آورم چون مبدأ هستي، و ظاهر و آشكار است، و از او هدايت مي طلبم چون راهنما و نزديك است، از او ياري مي جويم چون توانا و پيروز است، بر او توكل مي کنم چون تنها ياور و كفايت كننده است.
گواهي مي دهم كه محمد(صلي الله عليه وآله) بنده و فرستاده اوست او را فرستاده تا فرمانهايش را اجرا كند و به مردم اتمام حجت نمايد، و آنها را در بر ابر اعمال بد، بيم دهد.
نهج البلاغه، فيض الاسلام خطبه 83، ص 182
تقـديـم

به اميد خشنودي خداوند متعال و با درود و سپاس فراوان بر محمد بن عبدالله (صلي الله عليه وآله) پيامبر خاتم و پدر مهربان ترين زنان عالم صديقه طاهره (عليها السلام) و رضاي فرزندش حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف اين نوشته را كه مرهون توفيقات الهى و توجهات حضرت ولى عصر ارواحنا و ارواح العالمين له الفداه است به زهراي مرضيه (عليها السلام) آن كه در راه رسالت و اعتلاي قرآن چون مادري مهربان به همراه پدر؛ درد و رنج اين بار گران سنگ را تحمل نمود؛
وهمچنين به روح پدر بزرگوارم که سايه بان هستيم بود و با دسترنج خويش راه پيمودن علم را برمن ارزاني داشت؛
ومادر مهربان وفداکارم که دعاي خيرش براي سير در راه حق و عدل هميشه بدرقه راهم است؛
ونيز به همه رهروان علم وادب و پويندگان مسير معرفت که با وجود مرارتها وسختيهاي آن، در وادي يش قدم مي گذارند وعمر گرانبهاي خود را در مسيرش سپري مي کنند.
وبا اداي احترام به ارواح مطهر شهدا…
بانهايت احترام تقديم مي دارم.

تقـديـر و تشکـر

حمد و سپاس فراوان بر خداي متعال و مهربان كه آدمي را عقل و معرفت كرامت نمود و مقربان درگاهش را در راه فروغ سعادت انساني برگزيد و هر يك را چون سلسله اي مقرر کرد.
گفته اند که تقدير هم از نوع ادب است وادب، آداب دارد.شايد آداب تقدير هم به گوناگوني انسانها باشدولي در هدف يکي است.
گرچه آداب تقدير را نمي دانم،اما مي دانم که خوشبختانه دست تقدير چنان خواسته وساخته تا به بهانهء پيش گفتار پايان نامه،از بزرگاني که چندي است در انديشهء قدرداني ازآنها بوده ام ،تقدير کنم:
بنا براين از تمام آموزگاران واساتيدم ،بويژه استاد راهنما،جناب آقاي دکتر بهنام يوسفيان شوره دلي ونيز از استاد مشاور،جناب آقاي دکتر مهدي ذوالفقاري که افتخار شاگرديشان را داشته ام،وبا راهنمايي هاي ارزشمند وعالمانه شان،اينجانب را مورد لطف قرارداده اند.تشکر وسپاسگزاري نموده واز خداوند منان توفيق مزيد شان را مسئلت دارم.
در پايان مراتب سپاسگزاري و امتنان خود را به تمامي عزيزان زحمت كش دانشگاه آزاد اسلامي واحد دامغان اعم از مسئولين و كارمندان و اساتيد ابراز مي دارم.

فهرست مطالبعنوانصفحهچکيده1مقدمه2بنداول:پـرسش اصلـي4بند دوم:پـرسش فرعـي4بندسوم:فرضيه ها4بندچهارم:هـدف4بندپنجم:پيشينـه تحقيـق4بندششم:روش تحقيـق5بندهفتم:ضـرورت و اهميـت بحـث5بخش اول:
بررسي ابعاد تاريخي، اجتماعي ومذهبي پوشش وظاهر اشخاص باتاکيد برجامعه ايران امروزفصل اول:پيشينه حجاب درميان اقوام باستان تاکنون وحجاب در جامعه ايران امروز6مبحث اول:تاريخچه حجاب 6گفتار اول:حجاب در اقوام باستان6گفتار دوم:حجاب در ميان اديان الهي7بند اول:پـوشش وحجـاب در آييـن زرتشت8بند دوم:پـوشش و حجـاب در آييـن يهـود10بند سوم:پـوشش و حجـاب در آييـن مسيحيـت11گفتار سوم:حجاب وپوشش زن در ايران باستان12بند اول:فـرهنـگ و لبـاس ايـران باستـان در گـذر تاريـخ12بنددوم:پـوشش زن در ايـران باستـان 13مبحث دوم:حجاب در جامعه ايران امروز وتاثير برخوردبا فرهنگ بيگانه16گفتار اول:پديده تجدد وبرخورد فرهنگ سنتي ايران با مفاهيم برگرفته از فرهنگ غرب16بند اول:زن در دوره صفـوي16بنددوم:پـوشش زنـان در دوره شاه عبـاس اول17بندسوم:حجـاب در دوره قاجـار17بندچهارم:دوره معاصر18گفتار دوم:تاثير انقلاب اسلامي وعوامل پيدايش بي حجابي وبد حجابي در ايران امروز20 بند اول: عوامل رواني 20بنددوم:عوامل فرهنگي 21 بند سوم:عوامل اجتماعي 22بندچهارم: عوامل سياسي26فصل دوم:حجاب از منظر دين اسلام وبررسي ابعاد شرعي حجاب29مبحث اول:مقام وحرمت دختران وزنان ازديدگاه اسلام وبررسي فلسفه حجاب 3129گفتار اول:نگاه اسلام به زن وشان او در اجتماع29گفتار دوم:فلسفه حجاب وپوشش در اسلام وايرادات وارده به آن30بنداول:مفهـوم لغـوي حجـاب30بند دوم:فلسفه حجاب32مبحث دوم:حکم حجاب و خودآرايي در اسلام وحدود آنها38گفتار اول:حکم پوشش در اسلام وسيره بزرگان دين38بند اول:حجـاب در قـرآن 38بند دوم:ديـدگـاه مفسـران41بند سوم:دلايـل روايـي42 بند چهارم:حجـاب از ديـدگـاه عقـل43بند پنجم:حجيّـت سيـره44بندششم:معافيت هاي پوششي در زنان 45گفتار دوم:زيبا شناختي پوشش وحدود خودآرايي از منظر اسلام46بند اول:اهميـت رنـگ پـوشش در اسلام46بند دوم:حدود خود آرايي در سلام47فصل سوم:بررسي حجاب در حوزه اخلاق اجتماعي49مبحث اول:بررسي آثار اجتماعي حجاب اسلامي49گفتار اول: جامعه شناختي بي حجابي49گفتار دوم:آثار مثبت اجتماعي رعايت حجاب وعفاف50بنداول:کاهش چشمگير جرايم و جنايات جنسي و جرايم مرتبط با امور جنسي50بند دوم:کاهش انحرافات جنسي50بندسوم:استحکام بنيان خانواده وکاهش آمارطلاق51بند چهارم:افزايش امنيت عمومي و سلامت اخلاقي51بند پنجم: فراهم شدن بسترهاي رشد وپيشرفت در عرصه هاي گوناگون51گفتار سوم: آثار منفي اجتماعي عدم رعايت حجاب وعفاف52بند اول: افزايش جرايم وجنايات جنسي وجرايم مرتبط با امورجنسي ودرنتيجه کاهش آمارازدواج52بند دوم:سست شدن بنيان خانواده و افزايش آمار طلاق52بند سوم:کاهش امنيت و آرامش عمومي وسلامت اخلاقي به دليل شيوع فساد و فحشاء. 53بندچهارم:افزايش آمار فرزندان نامشروع53مبحث دوم:بدحجابي درحوزه اخلاق اجتماعي53گفتار اول:بد حجابي؛ مرز ميان انحراف ،جرم وگناه53گفتار دوم:بدحجابي:پديده يامعضل اجتماعي58بخش دوم:
آسيب شناسي فرهنگ حجاب وارائه راهکارهاي پيشگيري از بد حجابي وپديده هاي مشابه آنفصل اول:آسيب شناسي فرهنگ حجاب وعلل گرايش برخي جوانان به پوشش ها و ظواهرنا متعارف61مبحث اول:عدم آشنايي بافرهنگ حجاب ونقش آموزش وپرورش(نظريههاي يادگيري و معاشرتهاي ترجيحي) 61گفتاراول:تبيين نظريههاي يادگيري ومعاشرتهاي ترجيحي وانطباق آن باعدم رعايت حجاب اسلامي 61گفتار دوم: شيوه كسب رفتارهاي انحرافي مانند عدم رعايت حجاب شرعي توسط فرد65بنداول:.خانواده66بنددوم: گروه همسالان(نظريه انتقال فرهنگي و معاشرت هاي ترجيحي) 67بندسوم: خود تنظيمي69گفتار سوم: پاداشها و تنبيهات مؤثر درعدم رعايت حجاب شرعي 69گفتار چهارم: عوامل اجتماعي و محيطي مؤثر بر اين پديده در يك محيط خاص مانند مدرسه73مبحث دوم: نقش وسايل ارتباط جمعي(نظريه تعارض فرهنگي) 76گفتار اول:نظريه تعارض فرهنگي ونقش وسايل ارتباط جمعي در رابطه با رعايت حجاب 77گفتار دوم:کارکردهاي منفي رسانه ها وتاثير آنها درتغيير ارزش ها وهنجارهاي جامعه82بنداول.تحديد مفهوم جرم 82بنددوم.ايجاد امواج جرم 82 بندسوم.عادي سازي هنجارشكني82بندچهارم.اشاعه فحشا و بي بندوباري83بندپنجم. تضعيف اعتماد اجتماعي 84مبحث سوم:تلقي حجاب به عنوان يک تحميل واجبار دولتي يا رسمي(نظريه کنترل اجتماعي وواکنش اجتماعي) 87گفتار اول:نظريه کنترل اجتماعي وواکنش اجتماعي87گفتار دوم:کنترل اجتماعي در اسلام89گفتار سوم:بررسي عدم رعايت حجاب شرعي از منظر نظريه کنترل اجتماعي وواکنش اجتماعي 90گفتار چهارم:آسيب شناسي کنترل اجتماعي رسمي والزامي حجاب وتاثير آن در عدم رعايت حجاب شرعي92بند اول: آسيب شناسي کنترل اجتماعي رسمي والزامي حجاب92بنددوم: تاثير کنترل رسمي والزامي حجاب در ترويج عدم رعايت حجاب شرعي96بندسوم:نظريه برچسب زني وآسيب شناسي آن در ترويج عدم رعايت حجاب شرعي97فصل دوم:راهکارهاي پيشگيري ودرمان بيحجابي و ترويج فرهنگ عفاف101مبحث اول: پيش گيري فرهنگي وترويج فرهنگ عفاف وحجاب101گفتار اول:آموزش پدران و مادران101گفتار دوم:ساماندهي نظام آموزش و پرورش 105گفتار سوم: دانشگاهها و مقابله با بد حجابي106مبحث دوم: ساير طرق پيشگيري106بخش سوم:
مداخله حقوق جزا در کنترل پوشش وظاهراشخاصفصل اول:مباني جرم انگاري در خصوص نحوه پوشش وظاهر اشخاص117مبحث اول: حفظ اخلاق وعفت عمومي117گفتاراول:درمورد اشخاص مسلمان117گفتار دوم:وضعيت اتباع خارجه مقيم درايران وافراد غير مسلمان119بند اول: نظر مخالفين اصل پوشش و حجاب افراد غير مسلمان119بند دوم: نظر موافقين اصل لزوم حجاب براي افراد غير مسلمان و اتباع بيگانه در جامعه اسلامي121بند سوم: نظربرگزيده در زمينه اصل لزوم حجاب براي افراد غير مسلمان و اتباع بيگانه در جامعه اسلامي 121مبحث دوم:حفظ نظم عمومي از طريق الزام اشخاص به رعايت حجاب و ظاهرمتعارف 122گفتاراول:کارايي يا عدم کارايي ابزارکيفري122گفتار دوم:محدوديت کاربردابزارکيفري124بنداول:مطلوبيت يا عدم مطلوبيت سختگيري پليسي_قضايي124بنددوم:قلمرو مناسب براي دخالت ضابطين دادگستري ومقامات قضايي در مسئله پوشش وظاهر اشخاص127فصل دوم:ارکان جرم عدم رعايت حجاب شرعي وتظاهربه عمل حرام130مبحث اول:عدم رعايت حجاب شرعي130 گفتار اول:عنصر قانوني جرم130گفتار دوم:زن بودن مرتکب وچرايي عدم اشاره به تکليف شرعي مردان135گفتارسوم:علني بودن يا ارتکاب درمعابر و اماکن عمومي137گفتار چهارم:منظور از ظاهر شدن بدون حجاب شرعي:شمول ياعدم شمول حکم بر پديده بد حجابي 140مبحث دوم: تظاهر به عمل حرام142گفتاراول:تبيين مفهوم حرمت شرعي ونسبت آن با اصل قانوني بودن جرم142بنداول:اصطلاحات و اقسام حرمت: 142بنددوم:تبيين حدود اصل قانونى بودن جرم و مجازات143بندسوم:حرمت شرعي ونسبت آن با اصل قانوني بودن جرائم ومجازاتها144گفتاردوم:جريحه دار ساختن عفت عمومي و مفهوم آن149نتيجه گيري153فهرست منابع ومآخذ157چکيده انگليسي163
چکيده
برخى از رفتارهاى نابهنجار در سطح اجتماع ،ارتباط تنگاتنگى با نظم،امنيت،عفت عمومى وسلامت اخلاقى جامعه دارند که “عدم رعايت حجاب شرعى” در سطح جامعه يکى از مهم ترين اين رفتارهاست.در جامعه اسلامى”حجاب”(پوشش اسلامى) يک رفتار بهنجار و رعايت آن يکى از ضروريات دين و از حقوق مسلم جامعه اسلامى است.قانونگذار نيز با درک آثار منفى “عدم رعايت حجاب شرعى” و ضرورت رعايت آن،”عدم رعايت حجاب شرعى در معابر وانظار عمومى”را جرم شناخته وبراى آن مجازات مقرر فرموده است(تبصره ماده ??? ق.م.ا)که متاسفانه بسيارى از مشمولان اين جرم از وجود آن بى اطلاع هستند.حال با وجود پديده رايج “عدم رعايت حجاب ،ظاهر وپوشش شرعى”در ميان افراد جامعه ضرورت آن حس مى شود که با اين موضوع به نحو علمى برخورد کرده وريشه هاى آن شناسايى وراهکارهاى مناسب ارائه گردد.بنابراين در اين تحقيق سعى بر آن است تا براى تحقق اهداف فوق ،مساله “حجاب” و”عدم رعايت حجاب شرعى” از ديدگاه هاى شرعى،فقهى،جامعه شناختى،روانشناختى،جرم شناختى و حقوقى تبيين وتحليل نماييم .پايان نامه حاضر در بردارنده سه بخش مى باشد.در بخش اول به بررسي ابعاد تاريخي ،اجتماعي ومذهبي پوشش وظاهر اشخاص در اديان واقوام مختلف و همچنين دين مبين اسلام و ايران امروزي پرداخته مي شود. در بخش دوم به بررسي آسيب شناسي فرهنگ حجاب وارائه راهکارهاي پيشگيري از بد حجابي وپديده هاي مشابه آن با رويکردي بر نظريات مطرح در حوزه جرم شناسي وجامعه شناختي مي پردازيم ودر نهايت در بخش سوم به تحليل و بررسي مداخله حقوق جزا در کنترل پوشش وظاهراشخاص با تکيه بر مباني جرم انگاري جرم “عدم رعايت حجاب شرعي”و ارکان تحقق اين بزه همت مي گماريم.
واژگان کليدي: جامعه اسلامي، عدم رعايت شئونات شرعي، تعزير، انحرافات اجتماعي، پوشش و ظاهر اشخاص،
مقدمه:
نوع لباس، نمادي از فرهنگ جامعه
لباس فراتر از يك نياز طبيعي در زندگي انسانها، امروزه بعنوان نمادي از فرهنگ جامعه محسوب مي شود. كه اين نماد و شاخص فرهنگي در قالب خرده فرهنگها و سنتهاي قومي و قبيله اي بيشتر تجلي مي كند به گونه اي كه براي بازشناسي و تمايز فرهنگهاي مختلف از يكديگر مي توان از الگوي پوشش آنان بهره گرفت. در گذشته و در ميان قبائل، نوع لباس افراد، نشانگر تعلق آنها به قوم يا قبيلة خاصي بوده است. لباس در زندگي امروزة انسانها نيزكاركردهاي گسترده و متنوعي دارد. از جمله كاركردهاي فردي اين مقوله، پاسخگوئي به نياز فطري خود استتاري است. براساس اين نياز، انسان در هر شرايطي حتي در محيطي كه كسي نباشد، تمايل دروني به برخورداري از حداقل ميزان پوشش دارد و از برهنگي مي پرهيزد. همچنين تأمين امنيت فردي از جهت محافظت بدن از گرما و سرما و شرايط متنوع جوي و جلوگيري از تحريك هوسبازان براي هرگونه اقدام احتمالي، عامل مهمي براي رعايت پوشش در محيط خارج ازخانه محسوب ميشود.پوشش و بهره گيري از لباس به نياز طبيعي خودآرائي و زيبائي دوستي انسان نيز پاسخ مي دهد. تنوع الگوهاي پوششي در ميان افراد و نيز زيبائيها و جذابيتهاي بكار رفته در لباسها مؤيد اين مسئله، مي باشد. افراد با توجه به سلايق، انگيزه ها و فرهنگ حاكم بر محيط، در انتخاب شكل، رنگ و جنس لباس مورد علاقه خود اعمال نظر مي كنند و با جلوه گري از طريق آن به حس خودآرائي و زيبائي دوستي درونشان پاسخ مي دهند. متأسفانه امروزه با زياده روي در پرداختن به اين امر، جنبه هاي منفي پوشش در قالب تجمل گرائي، مدپرستي و خودنمائي نمود بيشتري يافته است كه مي توان گفت علت اصلي آن غفلت از خودآرائي دروني و تهذيب نفس است.
از سوي ديگر كاركردهاي اجتماعي لباس را نمي توان ناديده گرفت. امروزه لباس هويت خاصي را به افراد و حتي جوامع بخشيده است. لباس در ميان افراد جامعه نوعي منزلت و شخصيت اجتماعي را بوجود مي آورد و در ابعاد منفي ايجاد تفاخر و چشم هم چشمي مي كند. الگوهاي مختلف پوشش ضمن ايجاد شخصيت و منزلت فردي مي توانند بيانگر سنتها، ارزشها و نوع فرهنگ حاكم بر جوامع باشند. مهمتر از همه، لباس امروزه نماد فرهنگي جوامع و جزئي از پيكرة آن محسوب مي شود تا جائيكه با هنجارها و ارزشهاي حاكم بر جوامع گره خورده و بعنوان يكي از ابزار مهم در جهت شناسائي فرهنگهاي مختلف و حتي تحول در ساختار فرهنگي يك جامعه بكار گرفته مي شودپوشش وحجاب علاوه بر پيشينه اي تاريخي وفرهنگي از منظر اديان الهي هم از جايگاه مخصوصي برخوردار بوده چنانچه در دين مبين اسلام طبق آيات قرآن و روايات، پوشش اندام و زيبايي‌هاي بدن به نحوي که زينت زنان را پنهان کند و حجم اندام را به نحو تحريک آميز نشان ندهد براي زن مسلمان لازم و واجب است.
به لحاظ جرمشناسي وبررسي موضوع ازنگاه حقوق جزا با ذکر مقدمهاي به اصل موضوع مي پردازيم.
حقوق کيفري کلاسيک کانون توجه خود را بر مساله جرم و مجرم مستقر ساخته بود و با تفکيک بزهکار ازبي گناه در مقام مجازات و تنبيه مجرم بود.
حقوق کيفري نوين اما به مرحله پيش از جرم يعني وضعيت پيش مجرمانه توجه خاص مبذول مي دارد. چرا که معتقد است وضعيت پيش از ارتکاب جرم به مثابه کاتاليز و تسهيل کننده اي است که ارتکاب جرم را موجب مي شود بنابراين با کنترل آن مي تواند وقوع بزه را کنترل و پيشگيري نمود.
در اين نگاه پيشيني به جرم موضوع بزه ديده مداري به مثابه يکي از عوامل موجهه جرم مطرح مي شود در واقع در فرايند تکوين جرم علاوه بر مجرم و خصوصيات فردي و اجتماعي که او در آن زندگي مي کند بزه ديده و مجني عليه نيز سهمي در حرکت مجرم از مرحله انديشه و قصد مجرمانه به سوي عمل دارد که بر همين اساس بزه ديده شناسي را لازم و اجتناب ناپذير مي سازد. با پيشگيري از فرايند بزه ديدگي يعني بزه ديده واقع شدن گروه هايي که بالقوه استعداد بزه ديده واقع شدن دارند و آسيب پذير مي باشند مي تواند به طور غير مستقيم مانع از تکوين جرم شد. اين همان پيش گيري وضعي است که وضعيت پيش از جرم را تحت کنترل خود در مي اورد.در واقع در اين ديدگاه وضعيت بزه ديده خود سائق مجرم به سمت او به عنوان آماج بزه بوده است. اين بزه ديده است که به صورت فعال و نه منفعلانه زمينه ساز جرم شده است و بنابراين اين تصوير سنتي که بزه ديده قرباني مظلوم و منفعلانه جرم بوده است را بايد در موارد بسياري فروگذارد و نگاهي علت شناختي به بزه ديده داشت.
بي شک وضعيت زناني که بدون رعايت حجاب در معابر عمومي ظاهر مي شوند تحريک کننده بوده و سائق مجرم به ارتکاب جرم است. نمي توان برهنگي زنان را به رسميت شناخت و آن گاه يکسره بر طبل مجازات متجاوزکوفت.جرم انگاري بد حجابي از اين منظر ضرورتي است که منتفع اصلي آن خود زنان خواهند بود چرا که موجب پيشگيري از جرايم جنسي عليه ايشان مي شود.
قانون کيفري نيز به اين تناسب مي بايست در نظام تعيين مجازات سهمي را به نقش بزه ديده و اثر گذاري او در ارتکاب جرم اختصاص دهد.در مورد جرايم عليه زنان نيز آن گاه که پوشش و وضعيت ايشان محرک به جرم بوده است مي بايست حمايت حقوق کيفري از آن ها نيز کاهش يابد. و در مبارزه با جرايم جنسي از نقش مهم و بي بديل ضرورت مبارزه با فرايند بزه ديدگي که بد پوششي از مصاديق بارز و مسلم آن است غفلت نورزيد.پيشگيري از جرم از تکاليف حکومت ها ست. بنابراين مبارزه با پديده شوم بد حجابي از وظايف ذاتي دولت و قواي انتظامي و قضايي است .بي توجهي حکومت به اين مقوله زمينه ساز رشد چشم گيربد حجابي و جرايم ناشي از آن مانند مزاحمت و تجاوز خواهد شد.
پرداختن به انحرافات و آسيب هاي مذکور همواره توجه پژوهشگران و محققان ديني و غير ديني را به خود جلب نموده و کتاب ها و مقالات و آثار متعددي تدوين، تنظيم و به مخاطبان ارايه گرديده است.دراين جا به دور از کلي گويي هاي رايج و تجزيه و تحليل هاي خاصه مقالات و آثار تحقيقات و پژوهش هاي مفصل، سعي شده است، به بررسي ابعاد مختلف پوشش وظاهر اشخاص از نگاه حقوق جزا و در ادامه به ريشه يابي و ارايه راه کارهاي عملي در مورد يکي از ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي و فرهنگي (يعني بدحجابي) را مورد بحث قرار داده و متني آموزشي مبتني بر رويکرد حقوقي،جامعه شناختي و آموزه هاي وحياني، به علاقه مندان ارايه شود.
بند اول:پـرسش اصلـي
آيا بد حجابي جرم است يا انحراف اجتماعي است ؟ ( اگر هر دو ، مرز ميان جرم و انحراف چگونه بايد ترسيم شود ؟ )
بنددوم:پـرسش فرعـي
1- از ميان پاسخ هاي مختلف متصور نسبت به پديده بدحجابي يا آرايش ها و پوشش هاي غير متعارف يا نا مشروع ، کدام پاسخ ها و در چه مواردي تناسب بيشتري دارد ؟ ( اعم از کيفري ، اداري يا انظباطي ، جامعوي و يا ترکيبي از آن ها ) .
2- در صورتي که پاسخ کيفري در برخي موارد نا متناسب يا داراي آثار سوء تلقي مي شود ، ابعاد و نتايج نامطلوب اين نوع از پاسخ از لحاظ جرم شناسي چگونه قابل ارزيابي است ؟
بندسوم:فرضيه ها
1- بد حجابي و عدول از موازين شرعي در پوشش و آرايش در صورتي که با ماده 638 ق . م . ا و تبصره آن دقيقاً منطبق باشد جرم بوده و در غير اين صورت فقط انحراف اجتماعي محسوب مي شود ، و لذا نبايد با آن برخورد قهر آميز شود .
2- گزينش برخورد کيفري يا پليسي با آن قسمت از پديده مذکور که فقط انحراف اجتماعي محسوب مي شود نه تنها فايده از لحاظ بازدارندگي و يا ارشاد اخلاقي افراد ندارد بلکه ضمن ضربه زدن به اصل حاکميت قانون و نظارت عاليه قوه قضائيه ، موجب دين گريزي و ايجاد احساسات منفي نسبت به دستگاه قضايي و انتظامي شده و نهايتاً به علت ترويج نگاه منفي نسبت به مسئله حجاب ، آثار نا مطلوب فراوان در پي دارد .
بندچهارم:هـدف
1- علمي : برخورد با پديده بدحجابي و پوشش و آرايش نا متعارف در نظام عدالت کيفري ايران . ( بررسي حقوقي جرم شناسي ) .
2- کاربردي : ارائه بهترين راه کارها براي مقابله با پديده بد حجابي و بي حجابي و پاک سازي جامعه از پوشش هاي نامتعارف و منافي عفت بر پايه يک معرفت ديني ، اخلاقي و جرم شناختي .
بندپنجم: پيشينـه تحقيـق
تا کنون در مورد بدحجابي از ديدگاه حقوق جزا و جرم شناسي تحقيقي صورت نگرفته است .
بندششم: روش تحقيـق
عمده روش تحقيق روش کتابخانه اي بوده که به بررسي ومطالع? کتابهاي موجوددرخصوص موضوع پرداخته شده است.و با توجه به کمبود پژوهش در اين زمينه ناچار به استفاده از مقالات منتشر شده در مطبوعات و حتي يادداشت هاي منتشر شده در پايگاه هاي اينترنتي هستيم.در ضمن اينکه منابع فقهي و اسلامي نيز قسمتي از منابع اين تحقيق را در بر ميگيرد.
بندهفتم:ضـرورت و اهميـت بحـث
با توجه به اينکه در سالهاي اخير ، اجراي طرح هاي قاطع و سخت گيرانه اي توسط نيروي انتظامي تحت عناويني چون (حجاب و عفاف ) ( ارتقاء امنيت اجتماعي) و (گشت ارشاد) ، باز خورد هاي اجتماعي فراواني داشته و در محافل علمي و حتي سياسي بحث انگيز شده است ، ضرورت دارد که براي نتيجه گيري از بحث هاي مطرح شده توسط صاحب نظران و تبيين حدود اختيارات نيروي انتظامي در اين زمينه ، پژوهش علمي و بي طرفانه اي صورت پذيرد.

بخش اول:
بررسي ابعاد تاريخي ،اجتماعي ومذهبي پوشش وظاهر اشخاص
با تاکيد بر جامعه ايران امروز

فصل اول: پيشينه حجاب درميان اقوام باستان تاکنون وحجاب درجامعه ايران امروز
مبحث اول:تاريخچه حجاب
مقولة پوشش و لباس از جملة مسائلي است كه همواره انسان در زندگي با آن در ارتباط بوده و بعنوان يك نياز ضروري و جزء جدائي ناپذير حيات خود، به آن نگريسته است. اين تعلق و نياز به پوشش و استتار بدن، در طول تاريخ بشري و درميان ملل و اقوام مختلف وجود داشته و امري كاملاً مشهود و بي نياز از تعريف است.
درواقع،از آنجايي که مطالعه پوشاک به يک علم مکمل محدود نمي شود، جـدا نمـودن آن از زمينه تاريخي اش عاقلانه نخواهد بودگرچه لباس به نيازهاي کلي انسانها مربوط ميشود،ويژگيهاي مختص هر دوره را نيز ارائه مي دهد،همچنين بي شک دربه دست آوردن خط مشي اصلي زندگي روز مره مردم هر دوره کمک کننده خواهدبود،بهره برداري اززندگي پيشينيان براي درک بهترموقعيت کنوني،مارا ياري مي کند.
تمام کساني که زندگي بشر و تحولات آن را مورد ارزيابي قرار داده اند، تصديق نموده اند که از آغاز پيدايش انسان هر يک از زن و مرد کوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه کند.
شکل گيري پوشش در ميان اقوام مختلف داراي خاستگاهي مشترک بوده، اما در گذر زمان تحت تاثير عوامل گوناگون، هريک از اقوام نوعي خاص از پوشش را برگزيده اند که در واقع نماد تجربه تاريخي و فرهنگي آنان به شمار مي آيد.
پوشاک نيز همانند ساير پديده هاي زندگي از بدو پيدايش در طول تاريخ سير تکاملي خود را طي کرده و از صورت ابتدايي خود بيرون آمده است.
شرايط جغرافيايي و محيطي و آب و هوا، نحوه زندگي و اسكان و اوضاع اجتماعي ، جنگ ها و اوضاع سياسي و نوع حكومت،شرايط و اوضاع اقتصادي و پيشرفت هاي تكنولوژي، اعتقادات مذهبي و آداب و رسوم، نظام طبقاتي حاكم بر جامعه ، روابط فرهنگي، اقتصادي و سياسي، بر فرم لباس ها درجوامع مختلف موثر بوده اند.
گفتار اول:حجاب در اقوام باستان
در رابطه باحجاب وپوشش درميان اقوام باستاني به ذکر نوع پوشش وظاهر اشخاص در دوقوم باستاني يونان وروم مي پردازيم:
در دوران “مي سن ين”1 همزمان با تمدن مصر،زنان،پيراهن دوخته شده چسبان،از پارچه اي که کيفيت آن مشخص نيست به رنگهاي درخشان مي پو شيدند.همراه با آن، يک دامن کمر چين دار که داراي چندين رديف چين افقي بود و تا مچ مي رسيد،بر تن مي کردند.با اين دامن کتي کوتاه پوشيده مي شد.جلو بالا تنه تا کمر کاملاً باز بود،به طوري که سينه عريان مي ماند.
دايره المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان باستان مي گويد: زنان يوناني در دوره هاي گذشته، صورت و اندامشان را تا روي پا مي پوشاندند. اين پوشش كه شفاف و بسيار زيبا بود، درجزاير كورس و امرجوس وديگر جزاير ساخته مي شد. زنان فنيقي نيز داراي پوششي قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلاي كلمات قديمي ترين مولفين يوناني نيزبه چشم مي خورد، حتي ” بنيلوب ” (همسر پادشاه ” عوليس” فرمانرواي ايتاك) نيز با حجاب بوده است . زنان شهر ” ثيب ” داراي حجاب خاصي بوده اند، بدين صورت كه حتي صورتشان رانيزبا پارچه مي پوشاندند. اين پارچه داراي دو منفذ بود كه جلوي چشمان قرار مي گرفت تا بتوانند ببينند.
در”اسپارته” دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولي بعد از ازدواج خود راازچشم مردان مي پوشاندند. نقش هايي كه برجاي مانده ، حكايت مي كند كه زنان سررا مي پوشانده، ولي صورت هايشان بازبوده است ، ووقتي به بازارمي رفتند ، برآنان واجب بوده است كه صورت هايشان را بپوشانند ، خواه باكره و خواه داراي همسر باشند. حجاب در بين زنان سيبري وساكنان آسياي صغير وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نيزوجود داشته است. زنان روماني ازحجاب شديدتري برخوردار بوده اند، به طوري كه وقتي ازخانه خارج ميشدند، با چادري بلندتمام بدن را تا روي پاها ميپوشاندند وچيزي ازبرآمدگيهاي بدن مشخص نميشد.2
يكي از تاريخ نويسان غربي نيزشواهد زيادي دال بروجود حجاب دربين زنان يونان وروم باستان آورده است. او درباره ” الهه عفت ” كه يكي ازخدايان يونان باستان است، مي گويد : ” آرتميس ” ، الهه عفت است و عالي ترين نمونه ( والگو براي) دختران جوان به شمار مي آيد. داراي بدني نيرومند و ورزيده وچابك وبه زيور عفت وتقوا آراسته است.3
اين مورخ درجاي ديگر مي گويد: ” زنان فقط درصورتي مي توانند خويشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن هاي مذهبي و تماشاخانه ها حضور يابند كه كاملا درحجاب باشند.4
گفتار دوم:حجاب در ميان اديان الهي
گرايش به پوشش وعفاف درميان زنان و مردان به صورت يک اصل پسنديده مطرح بوده و کم تر قوم وملتي است که زنان آن پوشش مناسبي نداشته باشند. تفاوتها مربوط به چگونگي وحدود آن بوده است .
اما ميزان و شکل آن رابطه ي مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد . در سرزمين هاي مختلف ، انسان هايي که به ارزش هاي اخلاقي اعتقاد بيشتري داشته اند ، از پوشش کامل تر و متين تري استفاده کرده اند و هر قدر سطح ارزش هاي اخلاقي در آن جوامع پايين آمده ، پوشش مردان و زنان نيز در سطح پايين تري قرار گرفته و شکل نامناسبي پيدا کرده است .
حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب وجود دارد. از آن جهت که تحت هيچ آموزش يا فرماني از جانب خداوند يا فرشته وحي و يا تذکر هريک به ديگري صورت گرفته است، بيانگر فطري بودن پوشش در انسان است و ثابت مي کند که لباس و پوشش، به تدريج و بر اثر تمدن ها ايجاد نشده است، بلکه انسان هاي نخستين، يا به تعبير بهتر، نخستين انسان ها، به طور فطري بدان گرايش داشته اند. و بنا به گواهي متون تاريخي، در اکثر قريب به اتفاق ملت ها و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان، معمول بوده است. . اگر به لباس ملي کشورهاي جهان بنگريم، به خوبي حجاب و پوشش زن را در آن مي بينيم. دقت در لباس ملي کشورها ما را از ورق زدن کتب تاريخي براي يافتن ملل و اقوامي که زنان آنها داراي حجاب بوده اند، بي نياز مي سازد و به خوبي اثبات مي کند که حجاب در ميان اکثر ملت هاي جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملت خاصي نداشته است. تمام اديان آسماني، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند و جامعه بشري را به سوي آن دعوت کرده اند؛ زيرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبيعي در فطرت زنان به وديعت نهاده شده است و احکام و دستورهاي اديان الهي هماهنگ و همسو با فطرت انساني تشريع شده است، پس در همه اديان الهي پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در اديان زرتشت، يهوديت، مسيحيت و اسلام، حجاب زنان امري لازم بوده است.
بند اول:پـوشش وحجـاب در آييـن زرتشت
پژوهش‏ها نشان مي‏دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراي حجاب كاملي، شامل پيراهن بلند چين‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلي بلند بر روي لباس‏ها بوده‏اند.5 اين حجاب در دوران سلسله‏هاي مختلف پارس‏ها نيز معمول بوده است.6 بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايراني از حجابي كامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاريخي، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد مي‏كردند و همپاي مردان به كار مي‏پرداختند، ولي اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاي فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگي پوشش در ميان زنان نجيب ايران‏زمين به گونه‏اي است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامي كه خشايارشاه به ملكه “وشي” دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايي اندام او را بنگرند، وي امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچي، به حكم دادوَران، عنوان “ملكه ايران” را از دست داد.7
در زمان ساسانيان – كه پس از نبوت زرتشت است – افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاي اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي حتي پدر و برادرشان را ببينند. در نقش‏هايي كه از ايران باستان بر جاي مانده است، هيچ صورت زني ديده نمي‏شود و نامي از ايشان نيامده است.8
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشم‏گير است كه برخي از انديشمندان و تمدن‏نگاران، ايران را منبع اصلي ترويج حجاب در جهان معرفي كرده‏اند.9
از آن‏جا كه مركز بعثت “اشو زرتشت” ايران بوده است و آن حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودي نمي‏ديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاي خود ريشه‏هاي دروني حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواري حجاب معمول قرار دهد.
بر اساس آموزه‏هاي ديني، يك زرتشتي مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دوري جويد و حتي از به كارگيري چنين مرداني خودداري كند. در اندرز “آذربادماراسپند” مؤبد موبدان آمده است: “مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن”.10
در کيش آريايي زنان محجوب و محترم بوده اند زنان ايراني براي حفظ حيثيت طبقه ممتاز و ايجاد حدودي که آنان را از زنان عادي و طبقه چهارم امتياز دهد صورت خود را مي پوشاندند و گيسوان خود را پنهان مي داشتند لذا محجوب بودن ” پوشش صورت ” به زنان برتر جامعه اختصاص داشته است در نقاشيها و کنده کاريهاي باستاني ايران بسيار کم از زن تصويري به چشم مي خورد اگرچه زنان کد بانوي خانه و مدير و مدبر امور خانواده بودند ولي حفظ حرمت ايشان با پوشيده داشتن ايشان رعايت مي شد تا پاکدامني آنها حفظ شده و از هر آسيبي در امان باشند.11
“اشوزرتشت” مي‏فرمايد:
اي نوعروسان و دامادان!… با غيرت، در پي زندگاني پاك‏منشي بر آييد… .اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي كنيد. هيچ گاه گردِ دروغ و خوشي‏هاي زودگذري كه تباه كننده زندگي است، نگرديد؛ زيرا لذّتي كه با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏اي است كه با شيريني درآميخته و همانند خودش دوزخي است. با اين گونه كارها، زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد. پاداش رهروان نيكي، به كسي مي‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهي و آرزوهاي باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهي و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.فريب خوردگاني كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختي و نيستي خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است.12
بند دوم:پـوشش و حجـاب در آييـن يهـود
همه مورخان، از حجاب سخت زنان يهودي سخن گفته‏اند13. ويل دورانت مي‏گويد: گفت‏وگوي علني ميان ذكور و اِناث، حتّي بين زن و شوهر از طرف فقهاي دين ممنوع گرديده بود. .دختران را به مدرسه نمي‏فرستادند و در مورد آنها كسب اندكي علم را به ويژه چيز خطرناكي مي‏شمردند. با اين همه، تدريس خصوصي براي اِناث مجاز بود.14 نپوشاندن موي سر خلافي بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مي‏ساخت.15 زندگي جنسي آنان، علي‏رغمِ تعدد زوجات، به طرز شايان توجّه ، منزّه از خطايا بود. زنان آنان، دوشيزگاني محجوب، همسراني كوشا، مادراني پُرزا و امين بودند و از آن‏جا كه زود وصلت مي‏كردند، فحشا به حدّاقل تخفيف پيدا مي‏كرد.16
بدون ترديد مبناي حجاب در شريعت يهود، آيات تورات بود كه بر حجاب تأكيد مي‏نمود. كاربرد واژه “چادُر” و “برقع” كه به معناي روپوش صورت است، در آن آيات، كيفيت پوشش زنان يهودي را نشان مي‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهي نموده، مي‏گويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هركه اين را كند، مكروه “يَهْوَه” خداي تو ست.17 بي‏حجابي سبب نزول عذاب معرفي شده است؛
در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موي سر لزوم پرهيز از زنان فريبكار و بيگانه‏، نهي از لمس و تماس و واژه چادر نقاب و برقع‏ آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس يهودا مي‏خوانيم: پس رخت بيوكي را از خويشتن بيرون كرده، برقعي به رو كشيده و خود را در چادري پوشيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست.18
در “تلمود” اصلي‏ترين كتاب فقهي كه به گفته ويل‏دورانت، اساس تعليم و تربيت يهود19 است، نيز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سكوت زن و پرهيز از هرگونه آرايش براي ساير مردها، پرهيز از نگاه زن به مردان بيگانه، اجتناب ازنگاه مرد به زنان نامحرم‏و لزوم پرهيز از هر امر تحريك‏آميز،20 تأكيد شده است.
رعايت عفت و حجاب توسط زنان انبياء و بزرگان بني‌اسرائيل در تورات کنوني و تلمود کاملاً مشهود است؛ بطوري که عدم رعايت عفت را يکي از علل نزول عذاب الهي بر بني‌اسرائيل دانسته‌اند.
همان طور که در بررسي اين بخش ملاحظه نموديد، قانون سخت حجاب زنان يهودي به اعتراف مورخين غير قابل انکار است. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهي نموده، مي‏گويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هر كه اين را كند، مكروه “يَهْوَه” خداي تو ست.21 بي‏حجابي سبب نزول عذاب معرفي شده است. طبق قوانين يهودي، عدم رعايت عفت عمومي داراي مجازات بوده و حجاب از ضروريات زندگي زنان خصوصاً متأهل است.
بند سوم:پـوشش و حجـاب در آييـن مسيحيـت
در آيين مسيحيت پوشش اهميت زيادي داشته و زنان معتقد به حضرت مسيح (ع) مي کوشيدند مانند حضرت مريم (س) موي خود را بپوشانند و با حجاب وارد جامعه شوند . نقاشان مسيحي ، به خصوص نقاشان قديمي تر ، تصوير حضرت مريم (س) را با پوشش و حجاب کامل مي کشيدند . هم چنين از گذشته تا زمان حاضر زنان راهبه و قديس يکي از کامل ترين حجاب ها را انتخاب کرده اند . اين امر نشان مي دهد که از نظر آنان ، داشتن حجاب ، به دينداري نزديک تر و در پيشگاه خدا پسنديده تر است.
مسيحيت نه تنها احكام شريعت يهود در مورد حجاب را تغيير نداد، بلكه قوانين شديد آن را استمرار بخشيد و در برخي موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت‏گيري بيشتري وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زيرا در شريعت يهود، تشكيل خانواده و ازدواج امري مقدس محسوب مي‏شد و طبق نوشته ويل دورانت، در سن بيست سالگي اجباري بود؛22 اما از ديدگاه مسيحيت قرون اوّليه، تجرّد، مقدس شمرده مي‏شد.23 بنابر اين مسيحيت، براي از بين بردن زمينه هرگونه تحريك و تهييج، زنان را به صورت شديدتري به رعايت كامل پوشش و دوري از هر گونه آرايش و تزيين فراخواند. برابر متون تاريخي، چادر و روبند، براي همگان – حتّي براي خاتون‏هاي اشراف – ضروري بود و در اعياد نيز كسي آن را كنار نمي‏گذاشت؛ بلكه با طلا و نقره و پارچه‏هاي زربفت آن را تزيين مي‏نمودند و حتّي براي تفريح نيز با حجب و حياي كامل در مجالس انس و يا گردش‏هايي دور از چشم نامحرمان، شركت مي‏جستند.
انجيل



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید