بسم الله الرّحمن الرّحيم
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه روانشناسي
پايان‌نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد (M.A.)
گرايش : عمومي
عنوان پايان نامه :
بررسي اثربخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوه‌ي شناختي رفتاري بر تاب‌آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته در بيماران مبتلا به ديابت
استاد راهنما :
دكتر ميترا محمودي
استاد مشاور :
دكتر مرتضي لطيفيان
پژوهشگر :
معصومه ايزدپناهي
بهار 93
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد ارسنجان
دانشکده علوم انساني، گروه روانشناسي
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد (.M.A)
گرايش عمومي
عنوان پايان نامه:
بررسي اثر بخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوهء شناختي رفتاري بر تاب‌آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته در بيماران مبتلا به ديابت
نگارش:
معصومه ايزدپناهي
ارزيابي شده توسط كميته داوران پايان نامه با درجه عالي
امضاء اعضا کميته پايان نامه
دكتر ميترا محمودي (استاد راهنما)
دكتر مرتضي لطيفيان (استاد مشاور)
دکتر محبوبه چين‌آوه (استاد داور)
مدير گروه تحصيلات تکميلي معاون پژوهش و فن آوري دانشگاه
دکتر محبوبه چين آوه دکتر حيدر آقا بابا
بهار 93
تعهدنامه اصالت رساله يا پايان نامه
اينجانب معصومه ايزدپناهي دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد ناپيوسته در رشته روانشناسيعمومي که در تاريخ 27/3/1393 از پايان نامه خودتحت عنوان “بررسي اثر بخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوهء شناختي رفتاري بر تاب‌آوري،کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته در بيماران مبتلا به ديابت” با کسب نمره 19.65 و درجه عالي دفاع نموده ام بدينوسيله متعهد مي‌شوم:
1) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و. . . ) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2) اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاهها و مؤسسات آموزشي عالي ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و. . . از اين پايان نامه داشته باشيم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک
تحصيلي‌ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.

نام و نام خانوادگي: معصومه ايزدپناهي تاريــخ و امضــاء: اثر انگشت:
اين تعهد مي بايست در حضور نماينده پژوهش امضاء و اثر انگشت شود.
معاونت پژوهش و فنآوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اين كه عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظربه اهميت جايگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجويان و اعضاي هيئت علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد مي‌گرديم اصول زير را در انجام مفعاليتهاي پژوهشي مدنظر قرار داده و از آن تخطي نكنيم:
1-اصل برائت: التزام به برائت جويي از هرگونه رفتار غيرحرفهاي و اعلام موضوع نسبت به كساني كه حوزه علم و پژوهش را به شائبههاي غير علمي مي‌آلايند.
2-رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غيرعلمي و حفاظت از اموال، تجهيزات و منابع دراختيار.
3-اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آن به همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد.
4-اصل احترام: تعهد به رعايت حريم‌ها و حرمت‌ها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شکني.
5-اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان، حيوان، نبات) و ساير صاحبان حق.
6-اصل راز داري: تعهد به صيانت از اسرار واطلاعات محرمانه افراد، سازمان‌ها و کشور و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7-اصل حقيقت جويي: تلاش در راستاي پي جويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقيقت.
8-اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
9-اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش.
سپاسگزاري
نخست با سپاس از خداوند متعال و همچنين با تشکر فراوان خدمت استاد گرانقدر وعزيز سرکار خانم دکتر ميترا محمودي که جاودانگي را آموخت، آن زمان که دست سرنوشت، پژمردگي روزگار را ارمغان مي آورد در پشت نگاه آهنين مقام استوارش شکوفا شدن را مي آموخت و در پس ناملايمات نا مهرباني از زندگي عشق و محبت مي آفريد.
ايشان که با انديشه‌هاي آسماني مرا تا قله‌هاي آموختن پيش برد. تابش و روشنايي را به قلب ساده ام ياد داد و در پس روح دريايي اش پذيراي قطره اي ناچيز بود.
همچنين از زحمات اساتيد ارجمند آقايان دكتر مرتضي لطيفيان و دکترغلامرضاپيشداد كه از راهنمايي‌هاي ارزشمند ايشان در انجام اين پايان نامه بهره مند شدم كمال تشكر و سپاس را دارم.
همچنين جا دارد تا از همه افرادي که در اين طرح شرکت کردند و همچنين از کارکنان انجمن ديابت شيراز و ديگرعزيزاني كه مرا در انجام اين پايان نامه ياري رساندند ياد كرده و از زحمات ايشان تشكر و قدرداني كنم. توفيق روز افزون اين عزيزان را از خداوند بزرگ خواستارم.

تقديم به
پدر و مادر مهربانم كه همواره در طول حيات پربارشان از حمايت‌هاي بي دريغ آنها بهره‌مند بودم و همچنين همسر و فرزندان عزيزم كه با حمايت، صبر و دلگرمي‌هايشان مرا در حركت در راه موفقيت ياري رساندند. در نهايت اين پژوهش و پايان نامه را به كشور عزيزم ايران تقديم ميكنم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده1
فصل اول: کليات پژوهش
1-1-مقدمه3
1-2- بيان مسئله8
1-3- ضرورت و اهميت پژوهش21
1-4-هدف تحقيق31
1-4-1- اهداف علمي31
1-4-2- اهداف کاربردي31
1-5-فرضيه تحقيق31
1-6- تعاريف نظري متغير‌ها 32
1-6-1- تعريف مفاهيم32
1-6-1-1- تعريف نظري32
1-7-تعاريف عملياتي متغيرها33
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه تحقيقاتي
2-1- مباحث نظري 35
2-1-1-مباحث نظري ديابت35
2-1-1-1 مقدمه35
2-1-1-2- ديابت از تعريف تا واقعيت36
2-1-1-3- چاقي،اپيدمي پنهان 37
2-1-1-4- تاريخچه کوتاه ديابت38
2-1-1-5- انسولين چگونه در بدن عمل مي‌کند؟39
2-1-1-6- چرا قند خون بايد تنظيم شود؟40
2-1-1-7- انواع ديابت41
2-1-1-8- عوامل خطر ديابت نوع 243
2-1-1-9- علائم ديابت45
2-1-1-10- معيارهاي تشخيص46
2-1-1-11- عوارض ديابت46
2-1-1-12- عوارض زودرس ديابت46
2-1-1-13- عوارض ديررس ديابت47
2-1-1-14- درمان ديابت50
2-1-1-15- اهميت کنترل ديابت 52
2-1-1-16- تأثير اندوه و افسردگي بر ديابت53
2-1-2- مباني نظري سازه تاب آوري53
2-1-2-1- عناصر تاب آوري و ديدگاهها54
2-1-2-2- تعريف تاب آوري55
2-1-2-3- چگونگي شکل گيري تاب آوري57
2-1-2-3-1- رويکردهاي نظري پيرامون تاب آوري57
2-1-2-4- موجهاي پژوهش درباره تاب آوري59
2-1-2-5-ويژگي‌هاي افراد تاب آور63
2-1-2-6- نيم رخ فرد تاب آور63
2-1-2-6-1- شايستگي اجتماعي63
2-1-2-6-2- مهارتهاي مشکل گشايي64
2-1-2-6-3- استقلال65
2-1-2-6-4- حس هدفمندي65
2-1-2-6-5- اعتماد به نفس66
2-1-2-6-6- احساس کفايت67
2-1-2-6-7- احساس داشتن يک پايگاه ايمن67
2-1-2-7- ويژگي‌هاي محيط‌هاي تاب آور69
2-1-3- مباحث نظري کانون کنترل سلامت70
2-1-3-1- منبع کنترل70
2-1-3-2- سرسختي روانشناختي71
2-1-3-3- کانون کنترل73
2-1-3-4- کنترل دروني و بيروني73
2-1-3-5- كانون كنترل سلامت74
2-1-3-6- احساس كنترل فردي75
2-1-3-7- انواع كنترل75
2-1-3-8- باور فرد در مورد خودش و كنترل77
2-1-3-9- شكل گيري كنترل فردي78
2-1-3-10- جنسيت و تفاوت‌هاي فرهنگي در كنترل فردي79
2-1-3-11-زماني كه مردم كنترل فردي ندارند79
2-1-3-12- كنترل فردي و سلامت82
2-1-4- مباني نظري سلامت عمومي84
2-1-4-1- عوامل موثر در سلامت عمومي 85
2-1-4-2- انواع ديدگاه‌هاي سلامت عمومي 85
2-1-5- هموگلوبين گلوکوزيته89
2-1-6- مديريت گروهي استرس 91
2-1-6-1- در مورد درمان‌هاي کار آمد91
2-1-6-2- استرس91
2-1-6-2-1- استرس چيست؟91
2-1-6-2-2- انواع استرس94
2-1-6-2-3- عوامل مؤثر در واکنش به فشار رواني95
2-1-6-2-4-عوامل کاهش دهنده فشار رواني96
2-1-6-2-5-تکنيک مديريت استرس106
2-1-6-3-تعريف شناخت108
2-1-6-3-1- شناخت درماني108
2-1-6-4- رفتار درماني110
2-1-6-5- درمان شناختي – رفتاري (C. B. T) 111
2-1-6-6- نظريه‌هاي آرام سازي112
2-1-6-6-1-نظريه‌هاي تک وجهي112
2-1-6-6-2- نظريه‌هاي دو وجهي113
2-1-6-6-3- نظريه‌هاي چند وجهي113
2-1-6-7-تعريف مديريت گروهي استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري 115
2-1-6-7-1- جلسات گروهي و مدت برنامه116
2-1-6-7-2- اندازه‌ي گروه116
2-1-6-7-3- ساختار گروهي بسته117
2-1-6-7-4- توالي جلسات 117
2-1-6-7-5-جلسات نگهداري118
2-1-6-7-6- اهداف طراحي اين برنامه 119
2-1-6-7-7- رهبران گروه120
2-1-6-7-8- طرح کلي برنامه 121
2-2- تحقيقات پيشين123
2-2-1- استرس و تاب آوري123
2-2-2- استرس و کانون کنترل125
2-2-3- استرس و سلامت عمومي126
2-2-4- استرس و هموگلوبين گلوکوزيته131
2-2-5- تاب آوري و سلامت عمومي133
2-2-6- کانون کنترل و سلامت عمومي134
2-2-7- کانون کنترل و هموگلوبين گلوکوزيته 138
2-3- جمع بندي138
فصل سوم: روش پژوهش
3-1- نوع پژوهش141
3-1-1- نوع روش تحقيق141
3-1-2-جامعه آماري و نمونه پژوهش142
3-1-3- روش نمونه گيري 142
3-1-4-روش اجراي پژوهش142
3-2- ابزارهاي پژوهش و روايي وپايايي آنها146
3-2-1- پرسشنامه مشخصات فردي147
3-2-2-پرسشنامه مقياس تاب‌آوري148
3-2-3- پرسشنامه کانون کنترل سلامت149
3-2-4- پرسشنامه سلامت عمومي‌گلد برگ و هيل151
3-2-5- بررسي ميزان هموگلوبين گلوکزيته 153
3-3- ملاحظات اخلاقي در شيوه اجرا153
3-4- روش تحليل داده‌ها154
فصل چهارم: يافته‌هاي پژوهش
4-1- يافته‌هاي توصيفي مربوط به متغير‌هاي پژوهش156
4-2- بررسي فرضيه‌هاي پژوهش158
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1-خلاصه اي از پژوهش167
5-2-فرضيه‌هاي پژوهش168
5-3-بحث 169
5-4-نتيجه گيري179
5-5-محدوديت‌ها182
5-6-پيشنهاد‌ها182
پيوست‌ها:
پرسشنامه اطلاعات شخصي185
پرسشنامه تاب آوري186
پرسشنامه کانون کنترل سلامت188
پرسشنامه سلامت عمومي190
فهرست منابع
الف) منابع فارسي192
ب) منابع لاتين203
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-2- ديابت در ايران و جهان26
جدول 2-1- رابطه ميزان HbA1C و متوسط قند خون 90
جدول 2-2- اهداف، راهبرد‌ها و تکنيک‌هاي مداخله‌اي مديريت استرس 122
جدول 3-1- طرح پيش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل141
جدول3-2- اهداف، راهبرد‌ها و تکنيک‌هاي مداخله‌اي مديريت استرس به شيوه شناختي – رفتاري145
جدول3-3- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير جنسيت147
جدول3-4- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير تأهل147
جدول3-5- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير تحصيلات147
جدول3-6- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير سن148
جدول3-7- ضريب آلفاي كرونباخ در پژوهش حاضر149
جدول3-8- ضرايب آلفاي كرونباخ در پژوهش حاضر151
جدول3-9- ضرايب آلفاي كرونباخ در پژوهش حاضر153
جدول شماره 4-1يافته‌هاي توصيفي متغير تاب آوري مربوط به نمرات گروههاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون156
جدول شماره4-2 يافته‌هاي توصيفي خرده مقياسهاي متغير کانون کنترل سلامت مربوط به نمرات گروههاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون157
جدول شماره 4-3 يافته‌هاي توصيفي خرده مقياسهاي متغير سلامت عمومي مربوط به نمرات گروههاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون157
جدول 4-4 ماتريس همبستگي متغيرهاي مورد مطالعه در پيش آزمون158
جدول 4-5 ماتريس همبستگي متغيرهاي مورد مطالعه در پس آزمون158
جدول شماره 4-6 مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در متغير تاب آوري پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پيش آزمون)159
جدول شماره 4-7 مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در متغير تاب آوري پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پس آزمون)159
جدول شماره 4-8 مقايسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمايش در ابعاد مختلف متغير کانون کنترل سلامت (پيش آزمون)160
جدول شماره4-9 اثر پيلايي و لامبداي ويلکز161
جدول شماره4-10 تحليل واريانس چند متغيره براي بررسي تفاوت ابعاد کانون کنترل سلامت
گروه کنترل و آزمايش در پس آزمون161
جدول شماره 4-11 مقايسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمايش در ابعاد سلامت عمومي (پيش آزمون)162
جدول شماره 4-12 مقايسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمايش در ابعاد سلامت عمومي (پس آزمون)163
جدول شماره4-13 اثر پيلايي و لامبداي ويلکز163
جدول شماره4-14 تحليل کوواريانس چند متغيره براي بررسي تفاوت ابعاد عملکرد اجتماعي و علائم افسردگي گروه کنترل و آزمايش در پس آزمون163
جدول شماره 4-15 مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در هموگلوبين گلوکوزيته پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پيش آزمون)164
جدول شماره 4-16 مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در هموگلوبين گلوکوزيته پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پس آزمون)165
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل 2-1 مدل فرآيند تاب آوري60
شکل 2-2- پيوند والديني با تاب آوري از نظر کوون وهمکاران (1996)68
شکل 2-3 اعتماد به نفس و تاب آوري از نظر راتر (1987) 68
شکل 2-4- مولفه‌هاي تاب آوري از نظر ريچاردسون و وايت (2002)68
شكل 2-5 مهارتهاي تطابقي مثبت با تاب آوري از نظر مگناس و همكاران (1999) 69
بررسي اثر بخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوهء شناختي رفتاري بر تاب‌آوري،کانون کنترل سلامت،سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته خون در بيماران مبتلا به ديابت
به وسيله: معصومه ايزدپناهي
چكيده:
پژوهش حاضر با هدف بررسي اثر بخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوه شناختي رفتاري بر تاب آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته خون دربيماران ديابتي شهر شيراز انجام گرفت.اين پژوهش آزمايشي و از نوع پيش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماري پژوهش حاضر عبارت از، تقريبا نهصد و پنجاه نفر از افراد ديابتي مراجعه کننده به انجمن ديابت شهر شيراز که از يکسال قبل به انجمن ديابت مراجعه و تشکيل پرونده داده‌بودند. جامعه پژوهش شامل 60نفرکه بصورت نمونه در دسترس از بين بيماران عضو انجمن ديابت شيراز ; به صورت تصادفي انتخاب شدند و بصورت تصادفي در دو گروه 30 نفري آزمايش و کنترل گمارده شدند. در ابتدا پيش آزمون توسط هر دو گروه انجام شد و سپس گروه آزمايش به مدت 10 جلسه 5/2 ساعته بصورت هفتگي تحت آموزش گروهي مديريت استرس به شيوه شناختي -رفتاري همراه با تن آرامي وگروه کنترل طي اين مدت تحت آموزش‌هاي ديگر نامرتبط با مديريت استرس مانند آموزش‌هاي دارويي قرار گرفتند. پس از پايان دوره هر دو گروه مجددا به تکميل پرسشنامه پرداختند. همچنين آزمايش هموگلوبين گلوکوزيته با فاصله 3 ماهه نسبت به تست اول گرفته شد. ابزار اين پژوهش شامل پرسشنامه‌هاي تاب‌آوري، کانون کنترل سلامت ، سلامت عمومي وآزمايش هموگلوبين گلوکوزيته بود. همچنين، داده‌هاي به دست آمده از پژوهش با استفاده از آمار توصيفي (ميانگين، انحراف معيار، فراواني، حد اکثر و حد اقل) آمار استنباطي به روش کوواريانس و مانووا و تي تست مستقل و توسط نرم افزار Spss-18 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته‌هاي اين پژوهش نشانگر آن است آموزش گروهي مديريت استرس به شيو? شناختي-رفتاري باعث افزايش تاب آوري بيماران ديابتي شده و کانون کنترل سلامت را به سمت دروني شدن سوق داده،همچنين باعث افزايش سلامت عمومي و وکاهش هموگلوبين گلوکوزيته خون بيماران ديابتي گرديده است.
کليد واژه ها:آموزش گروهي مديريت استرس،تاب آوري،کانون کنترل سلامت،سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته.
فصل اول:
کليات پژوهش

1-1-مقدمه
سلامت و بيماري مفاهيمي‌داراي همپوشي هستند که در طيفي گسترده قرار دارند. يک طرف طيف را سلامت، وضع جسمي، رواني و اجتماعي مطلوب تشکيل مي‌دهد که در طول زمان متغير است. طرف ديگر، طيف بيماري قرار دارد که با علائم بيماري و ناتواني توام است. در طول تاريخ بويژه قرن بيستم، در مقايسه با زمان‌هاي گذشته، الگوي بيماري تغيير کرده است. امروزه مردم در سنين بالا و به علل ديگري مي ميرند. بيماري‌هاي عفوني، ديگر دليل اصلي مرگ در جوامع صنعتي نيست. امروزه در جهان بيماري‌هاي مزمن مشکل اصلي بشمار مي ايند (سارافينو، 1383).
ديابت يکي از بيماري‌هاي شايع در ايران و جهان مي‌باشد که مزمن،پيشرونده و پر هزينه است و عوارض متعددي ايجاد مي‌کند.براي فرد مبتلا به ديابت قبول و پذيرش اين موضوع که بايستي روش زندگي خود را بر اساس بيماري تغيير دهد،هميشه مشکل مي‌باشد.از آنجا که اين بيماران اغلب از عوارض کوتاه مدت و طولاني مدت بيماري اطلاع ندارند، ايجاد اختلالات خلقي و روانشناختي در اين افراد دور از ذهن نخواهد بود (موسوي، 1387).
عوامل رواني در کنترل ديابت از اهميت زيادي برخوردار است. خصوصا در مواردي که برقراري حالت تعادل و ثبات در اين بيماري مشکل باشد،بنابراين سازگاري افراد با عوارض اين بيماري و نحوه تسلط فرد بر محيط و احساس کنار آمدن با خودش در چگونگي کنترل ديابت بسيار موثر خواهد بود از اين رو به نظر مي‌رسد در ميان بيماريها، ديابت پديده‌اي فراگير و مادام العمر است که تمام جنبه‌هاي زندگي فرد را در بر مي‌گيرد. بنابراين اينکه بيماران ديابتي با بيماري و عوارض روانشناختي آن چگونه کنار مي آيند از اهميت خاصي بر خوردار است(وقار انزابي، 1381).
تاثير ديابت محدود به عوارض زودرس وديررس آن از قبيل هيپوگليسمي، عوارض عروق کوچک و بزرگ و غيره نميشود. بلکه ديابت نيز مانند ساير بيماري‌هاي مزمن با روبرو کردن بيمار با چالش‌هاي متعدد از قبيل فشارهاي ناشي از کنترل و درمان بيماري،رعايت برنامه‌هاي درماني، مراقبتي پيچيده و هزينه بردار، نياز به مراجعه مکرر به پزشک و انجام آزمايشهاي مختلف و متعدد، نگراني در باره آينده بيماري و احتمال ابتلاي فرزندان، اختلال در روابط اجتماعي و خانوادگي، مشکلات جنسي، اختلال در ويژگي‌هاي روانشناختي کار و غيره منجر به کاهش کيفيت زندگي فرد مبتلا مي‌شود(لاريجاني باقر، 1386).
در ايجاد و بروز هر بيماري عناصر و شرايط گوناگوني از جمله زمينه‌هاي وراثتي، تعامل اجتماعي، ويژگي‌هاي روانشناختي و رفتاري انسان نقش دارند. يکي از مهمترين عوامل روانشناختي موثر در بروز بيماري‌هاي جسمي استرس است.استرس از طريق تاثير بر رفتار و دستگاه‌هاي بدن، از جمله دستگاه قلبي – عروقي، غدد درون ريز و دستگاه ايمني، بر سلامت انسان تاثيري منفي دارد و باعث بروز بيماري‌هاي جسمي از قبيل بيماري‌هاي قلبي عروقي، فشار خون بالا، بيماري‌هاي گوارشي، ديابت، بيماري‌هاي پوستي و انواع ديگربيماري‌ها ميگردد(سارافينو، 1383).
يافته‌هاي باليني نشان مي‌دهد فشار رواني ناشي از رويدادهاي روز مره زندگي به تدريج فعاليت سيستم‌هاي مختلف بدن را تحت تاثير قرار داده و عملکرد آنها را مختل مي سازد و يا با تضعيف سيستم ايمني، استعداد ابتلا به بيماري‌هاي رواني و جسمي‌را افزايش ميدهد. از نشانه‌هاي شايع استرس، خستگي، سردرد، تنش ماهيچه اي، اختلالات گوارشي، سرگيجه، بالا رفتن قند خون و. . . مي‌باشد. استرس بالا قادر است موجب کاهش سطح سلامتي و رفاه افراد گردد(نعمتي، پارسايي، 1388).
از بين اين عوامل استرس مي‌تواند اثرات منفي شديدي بر سلامتي افراد داشته باشد. در هر حال استرس مي‌تواند فرد را در برابر بيماري‌هاي جسمي آسيب پذير و در دراز مدت به سوي مرگ بکشاند(آقايي، آتش پور، 1380).
البته مي‌توان گفت رابطه استرس و بيماري يک رابطه دو طرفه و تعاملي است، بدين معني که بيماري‌هاي جسمي نيز به نوبه خود، به ويژه اگر به صورت مزمن در آمده باشند،از استرس‌ها و حوادث مهم زندگي به شمار مي آيند(پاورز1، 2005).
مقابله سازگارانه با استرس‌هاي مرتبط با بيماري‌هاي مزمني چون ديابت آسان نيست و بسياري از اين بيماران در اين زمينه با مشکلات زيادي روبرو هستند، زيرا مديريت اين بيماري تمام جنبه‌هاي زندگي شخصي، خانوادگي، اجتماعي را تحت تاثير قرار مي‌دهد. بنابراين شناخت مشکلات روانشناختي اين بيماران و تلاش در جهت رفع ويا کاهش اين مشکلات، به ويژه در کشورهايي همچون ايران که از شيوع نسبتا بالاي ديابت برخوردار است و هزينه‌هاي درماني بالايي براي افراد و جامعه در بر دارد ضروري است (ابوالحسني، مهاجراني، 1384).
به دنبال فعاليت‌هاي اوليه و روشن گر گارمزي در حدود سال 1970، گروهي از دانشمندان تحولي، توجه خود را به کودکاني معطوف کردند که علي رغم تجربه خطر، موفقيت تجربه مي‌کردند. اين پژوهشگران بر اين عقيده اند که مطالعه تاب آوري مي‌تواند براي تدوين برنامه‌ها، سياست‌ها و مداخلات معطوف بر شايستگي و پيشگيري يا تخفيف مشکلات در زندگي، آگاهي بخش باشد. انديشه‌هاي پيشگامان اين حوزه (مانند گارمزي، 1991؛ راتر2، 1985؛ ماگان3، مورتيمور4، و اوستون5، 1979؛ ورنر6، 1993ورنر و اسميت7، 1992؛ به نقل از زيمرمن8 وآرونکمار9، 1994)،الهام بخش سه دهه پژوهش در زمينه تاب آوري بود که مدل‌ها، روش‌ها و اطلاعاتي را با تلويحاتي براي نظريه، پژوهش و مداخله فراهم نمود(به نقل از نيکوزاده، 1390).
تاب آوري به توانايي غلبه بر رويدادهاي داراي بار استرس زياد، شامل آسيب‌هاي شديد، مرگ، فاجعه، ضايعه اقتصادي، آشوب‌هاي سياسي و تغييرات فرهنگي و حفظ سلامت رواني و شوخ طبعي، به رغم مواجهه با اين رويدادهاي ناخوشايند اشاره مي‌کند(کردميرزا، 1388).
تاب آوري به معناي مهارت‌ها،خصوصيات و توانمندي‌هايي تعريف مي‌شود که فرد را قادر مي سازد با سختي‌ها، مشکلات و چالش‌ها سازگار شود.هر چند برخي از ويژگي‌هاي مرتبط با تاب آوري به صورت زيستي و ژنتيکي تعيين مي‌شوند، اما مهارت‌هاي مربوط به تاب آوري را مي‌توان ياد داد و تقويت نمود(الورد10، 2005، به نقل از همان منبع ).
در بيماري ديابت که نيازمند مشارکت بيمار در فرايند درمان مي‌باشد، پيامد درمان به باورهاي بهداشتي بيمار و درک وي از بيماري وابسته است.يکي از عوامل تاثير گذار بر رفتارهاي خود مراقبتي، کانون کنترل سلامت است که در واقع درجه اعتقاد فرد به اين امر است که سلامت او تحت کنترل عوامل دروني است يا عوامل بيروني.
افرادي که کانون کنترل سلامتي از نوع بيروني دارند بر اين اعتقادندکه پيامدهاي معين و حوادث رخ داده در زندگي آن‌ها به واسطه نيروهايي مانند پزشکان، شانس، سرنوشت و بخت و اقبال تعيين مي‌گردند در عوض افرادي که داراي کانون کنترل سلامتي از نوع دروني هستند به اين امر معتقدند که پيامد‌ها و حوادث معين در نتيجه رفتار واعمال خود آنها مي‌باشد و تعيين کننده سلامتي آنها به طور مستقيم اعمال و رفتار‌هاي آنان مي‌باشد(والستون11، 1978).
کانون کنترل سلامتي به عنوان يک متغير موثر بر توسعه و پيشرفت رفتارهاي بهداشتي و ظرفيت درماني و تبيين مشکلات بهداشتي شناخته مي‌شود. کانون دروني کنترل سلامت به طور مثبت با آگاهي و نگرش، وضعيت روانشناختي، رفتارهاي بهداشتي و سلامت و بهداشت بهتر همراه مي‌شود. در مقابل، بيشتر منابع بيروني کنترل سلامت(به خصوص افراد قدرتمندوبا نفوذ وبخت و اقبال)با رفتارهاي بهداشتي منفي و وضعيت روانشناختي ضعيف همراه مي‌شوند(مالکرن و هميلتون12، 2005).
(شورتز13، 2000)درپژوهشي نشان داد که کانون کنترل دروني سلامت در پيشگيري از بيماري و اميدواري نسبت به زندگي موثر است. همچنين حجم عمده اي از تحقيقات دلالت بر اين دارند که هنگام مواجهه با مشکلات بهداشتي، ظاهرا افراد داراي کانون کنترل دروني نسبت به بيروني به طور کلي پاسخ‌هاي سازگارانه در دامنه اي از به کار گيري مراقبت‌هاي بهداشتي پيشگيرانه و توام بااحتياط تا راهبردهاي درماني به هنگام بروز بيماري يا اختلال قرار مي‌گيرند.
پژوهشهاي زيادي، ارتباط بين کانون کنترل دروني و سازگاري روانشناختي را در بيماري‌هاي مزمن مورد تاييد قرار داده اند(کاونگروس14، 2005)، با اين حال مطالعات ديگر ارتباط آشکاري بين اين دو متغير نيافته اند(لو15، 1998).
اكنون به بررسي اين نكته مي پردازيم كه فشار رواني چگونه مي تواند موجب بيماري يا تشديد آن شود . نجفيان و گلستان هاشمي (1382) بيان مي كنند به دو علت اساسي فشار رواني مي تواند موجب بيماري يا تشديد آن شده و سلامت عمومي را به خطر اندازد. عامل اول اين كه در هنگام وضعيت پرفشار رواني بروز عوارض آن مانند افسردگي، نگراني و اضطراب معمولاً باعث اختلال در روند انجام رفتار‌ها و اعمال مرتبط با حفظ سلامتي مانند خوراك متعادل، ورزش، خواب و استراحت كافي مي شود . و عامل دوم اين كه در هنگام وضعيت پر فشار رواني عملكردهاي دستگاه ايمني بدن شرايط مساعد و كارايي ندارد. بررسيهاي انجام شده در سال‌هاي اخير به عنوان مثال يافته‌هاي عديلي و همكاران (2006) نشان مي دهد كه به طور كلي روان درمان گري از جمله درمانگري‌هاي شناختي – رفتاري، در بهبود علائم جسمي و ناراحتي‌هاي هيجاني آن دسته از بيماران ديابتي كه از افسردگي و اضطراب رنج مي برند، مؤثر است. بر همين اساس همكاري نزديك بين متخصصان ديابت و روان شناسان مورد تاكيد قرار گرفته است(تيلور16 2003).
افزايش و ارتقاي سلامت عمومي مستلزم آموزش روش دستيابي به سبک زندگي سالم، رفتارهاي مقابله‌اي سازگارانه و نيز کمک به افراد در معرض خطر است. مطالعات نشان داده است افرادي که خود را به مجموعه‌اي از مهارت‌ها و توانمندي‌هاي مقابله اي تجهيز کرده اند در رويارويي با مشکلات موفق ترند. استفاده از پاسخ‌هاي مقابله اي موثر، به آنها در غلبه بر مشکلات جسماني و رواني، روابط بين فردي، اجتماعي و تعارضات فردي کمک مي‌کند، در نتيجه اين افراد از کيفيت زندگي و سلامت روان بهتري برخوردارند. در مقابل، افرادي که از راهبرد‌هاي هيجاني يا اجتنابي استفاده مي‌کنند بيشتر در معرض فرسودگي عاطفي، هيجاني و نگرشي قرار مي‌گيرند(اکبري، 1391).
با توجه به اينکه ميزان هموگلوبين گلوکوزيته مهم ترين شاخص کنترل قند خون در بيماران ديابتي است، در پژوهش حاضر به عنوان فاکتور فيزيولوژيک مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
بنابراين در رابطه با تاثيرآموزش شناختي رفتاري گروهي مديريت استرس برتاب آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته بيماران ديابتي مطالعات چنداني صورت نگرفته، بر اين اساس اين پژوهش بر آن است تا با شناسايي و بررسي اين موضوع و پر کردن خلاءاطلاعاتي در اين حيطه، زمينه را براي انجام اقدامات لازم در جهت آموزش و کمک به بيماران ديابتي فراهم کند.
در مجموع، پژوهش‌ها نشان مي‌دهند که مداخلات روان شناختي مبتني بر اصول شناختي رفتاري و مديريت استرس بر حالات روان شناختي بيماران ديابتي در کشور‌هاي مختلف به صورت معني‌داري مفيد بوده است (عديلي و همکاران، 2006) ولي نتايج همه پژوهش‌ها در اين زمينه مويد اين تاثير نيست و به دليل تناقضات و ابهامات موجود نياز به انجام پژوهش‌هاي بيشتر و دقيق تر احساس ميشود. به ويژه در کشورهايي مثل ايران که ديابت شيوع بسيار بالايي دارد (استقامتي، گويا، عباسي، دلاوري، عليخواني و علاءالديني، 2008).

1-2- بيان مسئله
سلامتي کيفيتي از زندگي است که تعريف آن مشکل و اندازه گيري واقعي آن تقريبا غير ممکن است. چون فکر سالم داشتن، توانا بودن و برخورداري از جسم طبيعي در کانون و ارزيابي اغلب مردم جاي دارد. بيمار شدن ممکن است به احساس امنيت فرد و تصويري که فرد از خود دارد لطمه وارد سازد. اين امر نه تنها باعث مي‌شود که طرز تلقي از خود مورد تهديد قرار گيرد، بلکه بيش از همه به فرد بفهماند که او به راستي آسيب پذير است. بدين ترتيب باعث مي‌شود که زندگي فرد در زمينه‌هاي عمده دگرگون شود، در نتيجه، سازگاري بيماري ممکن است نيازمند تلاش باشد (گالتون و لازاروس، 1979؛ به نقل از سارافينو، 1383).
ديابت از قديمي‌ترين بيماري‌هاي شناخته شده در انسان مي‌باشد. نام کامل آن ديابت مليتوس است که از واژه‌هاي يوناني سيفون و قند گرفته شده است و به منظور توصيف علائم غير قابل کنترل آن يعني دفع مقادير زياد ادرار به همراه قند به کار مي‌رود. ديابت تغييري دائمي‌در شيمي‌داخلي بدن است که نتيجه آن وجود گلوکز بسيار زياد در خون مي‌باشد. علت اين بيماري کمبود هورمون انسولين است. هورمون يک پيام آور شيميايي است که در يک قسمت از بدن (در اين مورد پانکراس) ساخته مي‌شود و درون جريان خون آزاد مي‌گردد تا بر روي قسمت‌هاي دورتر بدن تاثير بگذارد. در ديابت نوع اول فقدان کامل انسولين ممکن است مشاهده شود اما در ديابت نوع دوم ممکن است کمبود جزئي انسولين و نيز کاهش پاسخ بدن به انسولين مشاهده شود. اين حالت را مقاومت به انسولين مي نامند (بيلوس، 1385).
ديابت وضعيتي است که در آن سلول‌هاي بدن دچار کمبود انرژي مي‌شوند و دليل آن اينست که قند به جاي اينکه وارد سلول شود در خون باقي مي ماند. انسولين هورموني است که از غده لوزالمعده (پانکراس) ترشح مي‌شود. در خون همه افراد در حالت طبيعي مقداري قند يافت مي‌شود. اين مقدار در حالت طبيعي 110-70 ميلي گرم در دسي ليتر است. انسولين موجب ورود قند به سلول‌ها مي‌شود تا اين قند براي تامين انرژي مورد استفاده قرار گيرد، يا براي مصارف بعدي ذخيره گردد. انسولين ماده کليدي و اصلي است که سبب انتقال قند از خون به سلول‌هاي بدن مي‌شود. بدون وجود انسولين قند نمي‌تواند از جريان خون خارج و وارد سلول‌ها (به جز سلول‌هاي مغزي) گردد (شهشهان، 1381).
ديابت يک بيماري مزمن و از شايعترين بيماريها دراغلب جوامع است و عليرغم پيشرفت قابل توجه علم پزشکي هنوز هم نشانه‌اي از توقف آن ديده نمي‌شود. اين بيماري براي فرد مبتلا به آن يک مبارزه دائمي است. زيرا افراد مبتلا به آن به دليل وجود يک بيماري لاعلاج و احتمال بروز عوارض شديد و کوتاه شدن طول عمر مورد تهديد قرار مي‌گيرند. بر اساس پيش‌بيني فدراسيون بين‌المللي ديابت شمار بيماران ديابتي در جهان قريب به140 ميليون نفر مي‌باشد(فدراسيون بين‌المللي ديابت IDF17، 1998).
اين بيماري از شايع ترين بيماريهاي غدد درون ريز است که پس از بيماريهاي قلبي عروقي، سرطان، بيماري‌هاي اسکلتي وعضلاني، چهارمين علت عمده مرگ و مير در گروه‌هاي سني مختلف است (اميني، به نقل ازحيدري، 1380).
فرد مبتلا به منظور حفظ جان نياز به تزريق روزانه انسولين و آزمايشهاي مکرر و درد ناک و نيز صرف وقت و هزينه زياد جهت درمان دارد و همواره با مشکلات فردي، اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي زيادي روبرو مي‌باشد که موجب افسردگي، اضطراب و پرخاشگري مي‌گردد (کانکو18، 1986، به نقل از جواهري زاده، 1373).
از طرفي يکي از جدي ترين مسائل بشر از دير باز تاکنون، استرس يا فشار رواني است. استرس مي‌تواند نقش گسترده‌اي در سلامت عمومي افراد ايفا کند بدين صورت که تلاش براي غلبه بر استرس مي‌تواند بر پاسخ‌هاي جسماني و روانشناختي تاثير گذارد که ممکن است نتيجه آن پاسخ‌ها به وجود آمدن مشکلات مربوط به سلامتي باشد (فلدمن19، 2002).
بر اساس فرهنگ لغت آکسفورد، استرس، نيرو يا فشاري است که مي‌تواند باعث اختلال و از هم گسيختگي موازنه و تعادل سيستم يا ارگانيسم گردد (دوازده امامي، روشن، محرابي، 1388).
همچنين در ايجاد و بروز هر بيماري عناصر و شرايط گوناگوني از جمله زمينه‌هاي وراثتي، تعامل اجتماعي، ويژگي‌هاي روانشناختي و رفتاري انسان نقش دارند. يکي از مهمترين عوامل روانشناختي موثر در بروز بيماري‌هاي جسمي استرس است. استرس از طريق تاثير بر رفتار و دستگاه‌هاي بدن، از جمله دستگاه قلبي – عروقي، غدد درون ريز و دستگاه ايمني، بر سلامت انسان تاثيري منفي دارد و باعث بروز بيماري‌هاي جسمي از قبيل بيماري‌هاي قلبي عروقي، فشار خون بالا، بيماري‌هاي گوارشي، ديابت، بيماري‌هاي پوستي و انواع ديگربيماري‌ها مي گردد (سارافينو، 1383).
استر س بخشي از زندگي روزمره است. استرس کارکردي انطباقي دارد: انگيزه مطالعه را براي امتحان فراهم مي‌کند و سبب ترشح زياد آدرنالين مي‌شود که شور و حال خاصي براي انجام کارها در حضور جمع را ايجاد مي‌کند، چه اين کار ورزش باشد و چه ارائه يک مقاله در يک سمينار. اکثر ما دوره‌هايي از اضطراب ناخوشايند را تجربه کرده ايم. معمولا اين دوره‌ها محدود هستند و خود بخود بر طرف مي‌شوند. اما حتي وقتي نيازمند درمان نيستند، اثرات منفي فيزيولوژيک آنها همچنان از طريق تشديد اختلالات ديگر يا مخدوش کردن وضعيت باليني سلامت را به مخاطره مي افکنند (آلدر، 1389).
وجود رابطه بين تجربه‌هاي پر استرس و ديابت همواره مورد سوال بوده است. شواهد به دست آمده حاکي ازآن است که تجربه‌هاي پر استرس ممکن است در شروع و نيز تشديد ديابت نقش داشته باشد (حري، حقيقي، اميني و همکاران، 1387).
بي يورن تورپ20 تلاش کرد رابطه‌ي فيزيولوژيک بين تجربه‌هاي استرس زا و شروع ديابت نوع 2 را توضيح دهد. در تئوري جالب او امده است که استرس‌هاي روحي با يک واکنش احساس شکست يا درماندگي باعث فعال شدن محور هيپوتالاموس -هيپوفيز-ادرنال21 شده که خود منجر به اختلال‌هاي هورموني شامل بالا رفتن سطح کورتيزول سرم و پايين آمدن سطح استروئيدهاي جنسي و هورمون رشد مي‌شود که اين روند مخالف عمل انسولين است. موي22 و همکاران در سال 2000 در جريان غربالگري ديابت وجود يک رابطه بين تعداد استرس‌هاي تجربه شده و شيوع ديابت نوع 2را مشخص کردند. همچنين نوربگ23 و همکاران استرس‌هاي شغلي و حمايت روحي ضعيف را همراه با شانس خطر ابتلا به ديابت در زنان گزارش کردند (همان منبع).
محرابي، فتي، دوازده امامي ورجب (1387) ادعا مي‌کنند: به نظر مي‌رسد 14 الي 23 درصد از بزرگسالان بالاي سي سال ايراني ديابت داشته باشند. با توجه به انچه گفته شد به نظر مي‌رسد ابتلا به ديابت خود منبع استرس ونگراني زيادي براي اين بيماران است.
امروزه استرس به عنوان عاملي خطر زا براي سلامتي مورد توجه قرار گرفته و مطالعات متعدد نشان داده است که افراد با استرس بالا در هر دو سطح جسماني و رواني شکايات بيشتري را مطرح مي‌کنند. بنابراين برنامه‌هايي اثر بخش هستند که مستقيما در ارتباط با روش‌هاي مقابله با استرس تنظيم شده باشند (پرالتا، راميرز، روبلز، ناوريت24 2009به نقل از؛ اميري، اقايي و عابدي، 1389).
استرس مي‌تواند نقش مهمي‌در سلامت عمومي افراد ايفا کند، بدين صورت که تلاش براي غلبه بر استرس مي‌تواند پاسخ‌هاي فيزيولوژيک و روان شناختي ايجاد کند که نتيجه آنها، به وجود آمدن مشکلاتي در زمينه سلامتي است (فلدمن، 2002).
عوامل استرس زا در افراد مبتلا به ديابت بيشتر از افراد سالم مي‌باشد. انجمن ديابت آمريکا بيان مي‌کندکه استرس رواني و فيزيکي مانند بيماري يا صدمه، سطح قند خون را بالا برده و مانع آزاد شدن انسولين در بدن مي‌شود که در افراد باعث ابتلا به ديابت مي‌شود(آقا محمديان، 1389).
درمان شناختي رفتاري به نحو فزاينده‌اي در همه رشته‌هاي پزشکي به کار مي‌رود. ارتباط بين افکار، خلق و رفتار بايستي بررسي شود و هر جنبه غير مفيد به نحو انتقادي مورد بحث قرار گيرد. اين درمان در توانبخشي قلبي، کنترل ديابت، آسم، درد مزمن، صرع، سندرم روده تحريک پذير و برخي بيماري‌هاي ديگر به کار رفته و موثر بوده است (آلدر، 1391).
طراحي و بکار گيري مداخله‌هايي مبتني بر رويکرد‌هاي روان درماني اثر بخش و سودمند در بيماري‌هاي طبي و مزمن به طور کلي، و ديابت به طور خاص، حايز اهميت است. به نظر مي‌رسد آموزش مديريت استرس به شيوه شناختي -رفتاري بتواند تاثير مطلوب بر شاخص‌هاي مذکور گذاشته و به عنوان راهکاري براي کنترل بهتر بيماري و کاهش و پيشگيري از مشکلات و عوارض جسمي و رواني-اجتماعي مرتبط با ديابت سودمند باشد. مديريت استرس به مجموعه تکنيک‌ها و روش‌هايي اطلاق مي‌شود که براي کاهش استرس تجربه شده توسط افراد يا افزايش توانايي آنها در مقابله با استرس‌هاي زندگي به



قیمت: تومان


پاسخ دهید