دانشگاه? ?آزاد? ?اسلامي? ?واحد? ?دامغان
دانشکده? ?علوم? ?پايه? -گروه? ?زيست? ?شناسي
پايان نامه جهت اخذ درجه كارشناسي ارشد(M.A)
رشته زيست شناسي جانوري(گرايش فيزيولوژي)
عنوان:
بررسي تاثير? ?بربرين و ويتامين E بر اختلالات شناختي و حرکتي ?در? ?موش? ?هاي? ?صحرايي ?ديابتي شده با استرپتوزوتوسين
استاد? ?راهنما? :?آقاي? ?دکتر? ?غلامحسين? ?واعظي
استاد? ?مشاور? :?آقاي? ?دکتر? ?حميد? ?کلاليان? ?مقدم
نگارنده? ?: ?معصومه سليمي
تابستان? 1931
تقديم? ?به? ?مونس? ?زندگي ام
همسر? ?مهربانم
تقديم به گلهاي زيباي زندگيم
مريم ومهسان
فهرست:
چکيده:1
1-مقدمه:4
1-1-1 تاريخچه ، تعاريف و همه گير شناسي:4
2-1-1 تعريف ديابت مليتوس:7
3-1-1 ديابت مليتوس يا مرض قند:7
4-1-1 ديابت بي‌مزه:8
5-1-1 تقسيم بندي ديابت ميلتوس:10
6-1-1 انواع ديگر ديابت مليتوس:11
7-1-1 ديابت مليتوس حاملگي:13
8-1-1 اپيدميولوژي ديابت:14
9-1-1 اپيدميولوژي جهاني:15
10-1-1 اپيدميولوژي در ايران:16
1-2 کالبد شناسي و عملکرد لوزالمعده:17
2-2-1 انسولين:19
3-2-1 ساختمان شيميايي انسولين:20
4-2-1 سنتز ، ترشح و عملکرد انسولين20
5-2-1 تنظيم ترشح انسولين توسط گلوکز:22
6-2-1 اثر اسيدهاي آمينه اسيد هاي چرب و ترکيبات کتوني:23
7-2-1 اثر ساير هورمون‌ها:24
8-2-1 عملکرد انسولين:24
9-2-1 اثر انسولين در تبادلات غشاهاي سلولي:26
10-2-1 اثر انسولين در سوخت و ساز گلوکز:26
11-2-1 اثر انسولين در سوخت و ساز چربي ها:26
12-2-1 اثر انسولين در سوخت و ساز پروتئين ها:27
13-2-1 بيماري هاي ناشي از اختلال در ترشح انسولين:27
1-3 تنظيم سطح قند خون:28
1-3-1 اهميت تنظيم سطح قند خون:28
2-3-1 اهميت بالا نرفتن سطح گلوکز خون:29
3-3-1 سندرم‌هاي مقاومت به انسولين:29
1-4 بيماري زايي و علت ديابت:30
1-4-1 بيماري زايي مليتوس نوع يک:30
2-4-1 نقش عوامل ژنتيکي در ايجاد ديابت نوع يک:32
3-4-1 نقش عوامل ايمني در ايجاد ديابت نوع يک:32
4-4-1 عوامل ايمونولوژيک:33
5-4-1 عوامل محيطي موثر بر ايجاد ديابت مليتوس نوع يک:33
6-4-1 بيماري زايي ديابت مليتوس نوع دو:34
7-4-1 مقاومت به انسولين:34
8-4-1 اختلال ترشح انسولين:35
9-4-1 نقش عوامل ژنتيکي در ايجاد ديابت نوع دو:36
11-4-1 کتواسيدوز ديابتي:38
1-5 پاتوفيزيولوژي:39
1-5-1 وضعيت هيپراسمولار غير کتونيک:40
1-6 پاتوفيزيولوژي:40
1-6-1 هيپوگليسمي (قند خون پايين ):41
2-6-1 عوارض مزمن ديابت:42
3-6-1 عوارض چشمي ديابت مليتوس:44
4-6-1 فلج عضلات چشم:48
6-6-1 عوارض کليوي ديابت ميلتوس:48
7-6-1 نوروپاتي در ديابت مليتوس:49
1-7 نوروپاتي محيطي در ديابت:50
1-7-1 پلي نوروپاتي و مونونوروپاتي:50
2-7-1 تقسيم بندي نوروپاتي ديابتي:52
3-7-1 علائم نوروپاتي ديابتي:53
4-7-1 پلي نوروپاتي و مونونوروپاتي:56
5-7-1 نوروپاتي منتشر حسي حرکتي:57
6-7-1 نوروپاتي خودکار يا اتونوم:58
1-8 اختلال عملکرد گوارشي و ادراري:59
1-8-1 گاستروپارزي ديابتي:59
2-8-1 مسيرهاي نوروپاتي ديابتي:60
1-9 فشار اکسايشي وسندروم متابوليکي:63
1-10 فعاليت, PKC نوروپاتي ديابتي:65
1-10-1 استرس اکسيداتيو و فعال سازي ……………………………………………………………………………………………………….65
2-10-1 درمان نوروپاتي با يک بازدارنده:68
3-10-1 درمان نوروپاتي با يک بازدارنده آلدوز ردوکتاز(ARI ):69
4-10-1 درمان نوروپاتي با ويتامين E:69
1-11 نوروپاتي مرکزي:70
1-11-1 تاثير ديابت بر مغز:70
1-12 عوارض قلبي عروقي:84
1-12-1 ديس لپيدمي (اختلال چربيهاي خون):85
2-12-1 بيماريهاي کرونري قلب:86
3-12-1 حوادث عروقي مغز (سکته مغزي):87
4-12-1 بيماري هاي رگهاي محيطي:88
5-12-1 پاي ديابتي:89
1-13 اختلالات جنسي در ديابت:91
1-13-1 استرس اکسيداتيو ناشي از ديابت:92
1-14 اثرات مخرب متابوليسمي ديابت در بدن:95
1-14-1 اکسيداسيون ليپيدها:95
1-15-1 اکسيداسيون پروتئين ها:96
2-15-1 اکسيداسيون DNA:96
3-15-1 دفاع هاي آنتي اکسيداني و ديابت:97
4-15-1 گلوتاتيون:97
5-15-1 ويتامين :E,C98
6-15-1 تا اورين Taurine :98
1-16 آنزيمهاي دفاعي آنتي اکسيداني:99
2-17 بربرين:100
1-17-2 معرفي بربرين:100
2-17-2 داروشناسي بربرين:101
3-17-2 کاربردهاي پزشکي دارويي:102
4-17-2 فعاليت ضد پرتوزوايي:103
5-17-2 فعاليت ضد اسهال:104
1-18-2 کاربردهاي درماني بالقوه:104
1-19-2 جلوگيري از تکثير سلولي تومور:107
2-18-2 فعاليت ضد افسردگي:110
3-18-2 فعاليت مربوط به قلب و رگ‌ها:111
4-18-2 فعاليت ضد فشار خون:113
5-18-2 فعاليت ضد التهابي:114
1-19-2 بربرين و اثرات آن بر ديابت:115
2-19-2 اثر گذاري بربرين در بيماران ديابتي:116
3-19-2 بربرين در متابوليسم گلوکز حيوانات:116
4-19-2 بربرين در متابوليسم ليپيد:117
5-19-2 اثرات آزمايشگاهي غير وابسته به انسولين بربرين:118
6-19-2 بربرين AMPK را فعال مي کند:119
1-20-2 بربرين عملکرد ميتوکندريايي را مهار مي کند:120
2-20-2 بربرين به عنوان يک مهار کننده گلوکوزيداز:121
3-20-2 بربرين آديپوژنزيز را مهار مي کند:121
4-20-2 بربرين سطح m RNA LDLR را افزايش مي دهد:122
5-20-2 اثرات بربرين بر راديکال هاي آزاد:122
6-20-2 اثر محافظتي بربرين بر سلول هاي در جريان ديابت:123
1-21-2 نقش ?- توکوفرول بر گيرنده هاي هسته اي:136
2-21-2 ويتامين E به عنوان تنظيم کننده فعاليت آنزيمي:142
3-21-2 آنزيم هاي فعالسازي شده:144
4-21-2 نقش ويتامين E در دفاع آنتي اکسيداني:145
5-21-2 ژن هايي که از طريق ?- توکوفرول تنظيم مي شوند:152
6-21-2 ژن هاي واکنش پذير ويتامين E:153
7-21-2 تأثير ?-توکوفرول روي آمد و شد سلولي:158
8-21-2 محافظت در برابر استرس اکسيداتيو در ديابت توسط ويتامين E:161
1-22-2 پروکسيداسيون ليپيدي:163
2-22-2 اکسيداسيون پروتئيني:164
3-22-2 آسيب هاي وارده به DNA:165
4-22-2 تأثير ويتامين E روي دفاع آنتي اکسيدانت در ديابت:168
5-22-2 عمل حفاظتي ويتامينE در برابر آسيب بافتي در ديابت:170
6-22-2 نوروپاتي ديابتي سيستم اعصاب مرکزي و محيطي ونقش ويتامين E:171
فصل دوم:174
1-3 انتخاب حيوانات آزمايشگاهي:175
1-3-3 گروه بندي حيوانات:176
2-3-3 تيمار با دارو:178
1-4 دستگاه Y maze:179
1-5 آزمون شناسايي اشياء objective recognition)):180
1-6 تست بارفيکس:181
1-7 تست سطح شيب دار:182
:Open field8-1182
1-9 ارزيابي وزن نمونه ها:184
1-10 ارزيابي ميزان گلوکز پلاسما:184
1-11 آزمون شناخت شيء جديد objective recognition)) :184
1-12 ارزيابي رفتاري:184
فصل سوم:188
فصل چهارم:215
بحث:.216
پيشنهادات:220
منابع فارسي220
منابع انگليسي:221
چکيده انگليسي261
نمودارها:
نمودار 1-3189
نمودار 2-3190
نمودار 3-3192
نمودار 4-3193
نمودار 5-3194
نمودار 6-3195
نمودار 7-3196
نمودار 8-3197
نمودار9-3198
نمودار10-3199
نمودار11-3200
نمودار12-3201
جداول:
جدول 1-3202
چکيده:
زمينه و هدف: ديابت به ويژه ديابت نوع 1، موجب بروز اختلال در روندهاي مرتبط با يادگيري و حافظه و ساير اختلالات شناختي وحرکتي در حيوانات مبتلا ميشود كه شواهدي مبني بر دو فرضيه ميكروواسكولار و استرساكسيداتيو ناشي از راديكالهاي آزاد اكسيژن مطرح است بربرين يک آلکالوييد ايزوکوئينولين مي باشد که اغلب به عنوان عامل کاهنده قند خون مورد استفاده قرار مي گيرد. اين ماده توانايي کاهش گلوکز خون را از مسير غير وابسته به انسولين را دارد و با حذف راديکال هاي آزاد منجر به کاهش استرس اکسيداتيو مي شود. ويتامين E نيز يکي از ويتامين هاي محلول در چربي بوده و با توجه به نقش آن در کاهش گلوکز خون و بهبود حساسيت به انسولين در بيماران ديابتي و نقش آنتي اکسيداني قوي قادر است چربي هاي غير اشباع غشاي سلولي را در برابر اکسيداسيون پايدار کرده و آن را در برابر واکنش زنجيره اي راديکال هاي آزاد حفظ نمايد. از اين رو در اين مطالعه تاثير توأم بربرينهيدروكلرايد و ويتامين‌E که هر دو داراي آثار متعدد ضدديابتي و آنتياكسيداني هستند، برپيشگيري از اختلالات شناختي وحرکتي مورد آزمون قرار گرفت.
مواد و روشها: در اين مطالعه 48 سر موش صحرايي نر نژاد ويستار به‌طور تصادفي انتخاب و به شش گروه: کنترل، کنترل تيمارشده با ويتامين‌E (mg/kg30)، ديابتي و ديابتي تيمارشده با بربرينهيدروكلرايد (mg/kg100) و ديابتي تيمار شده با ويتامين‌E (mg/kg30)، و ديابتي تيمارشده توأم، ويتامين‌E (mg/kg30)، و بربرينهيدروكلرايد (mg/kg100)، تقسيم شدند. ابتدا ديابت با تزريق درونصفاقي استرپتوزوتوسين با دوز (mg/kg 55) به صورت درونصفاقي القاء گرديد. يك هفته پس از تزريق استرپتوزوتوسين، تيمار با بربرينهيدروكلرايد با دوزmg/kg /day 100 و ويتامين‌E day/ mg/kg30 به مدت شش هفته به صورت خوراكي انجام گرديد. قند خون درهفتههاي 1، 3، 5، 7 با خونگيري از سياهرگ دمي با استفاده از دستگاه گلوکوکارد سنجش و در پايان گروهها با آزمونهاي رفتاري وحرکتي شناخت فضايي (spatial recognition)و شناخت اشياء (objective recognition) ، همچنين open field و بارفيکس وسطح شيبدار مورد ارزيابي قرارگرفتند.
يافتهها: گروه ديابتي تيمارشده توأم، بربرينهيدروكلرايد (mg/kg100) و ويتامين‌E (mg/kg30)، بهبودي قابل توجهي را نسبت به گروه هاي ديابتي و گروه هاي درماني ديابتي تيمار‌شده با و ويتامين‌E (mg/kg30) يا بربرينهيدروكلرايد (mg/kg100) در آزمون‌هاي رفتاري وشناختي وحرکتي نشان دادند.يعني: گروه ديابتي تيمارشده توأم، بربرينهيدروكلرايد (mg/kg100) و ويتامين‌E (mg/kg30) نسبت به گروههاي ديابتي تيمار شده با يک دارو در تست , Open Field Y mazeو شناسائي اشياء، بارفيکس وسطح شيبدار به مراتب بهتر عمل نمودند.
نتيجهگيري: تجويز توأم بربرينهيدروكلرايد و ويتامينE به مدت هفت هفته بهبود مؤثري در اختلالات شناختي وحرکتي در موشهاي صحرايي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين ايجاد مي‌نمايد.که شايد اين مساله نيز به اثربربرين و و ويتامين‌E در کاهش قند خون وهمچنين ويژگي آنتي اکسيداني آنها بر مي گردد.
واژههاي كليدي: ديابت مليتوس؛ بربرينهيدروكلرايد؛ ويتامينE؛ اختلالات شناختي؛ حرکتي.
فصل اول
1-مقدمه:
1-1-1 تاريخچه ، تعاريف و همه گير شناسي:
ديابت در روزگار باستان شناخته شده بود و برخي پزشکان دوران باستان نشانه هاي آن را به خوبي توصيف و راه هايي براي درمان آن پيشنهاد کرده بودند . اولين سند بدست آمده درباره ديابت پاپيروسي مربوط به 1552 سال پيش از ميلاد است که در سال 1862 ميلادي در شهر باستاني تيس در مصر بدست آمده است . در اين پاپيروس پزشکي مصري به شرح بيماري مرموزي پرداخته است که بيماران مبتلا به آن زياد آب مي نوشند و بيش از حد ادرار مي کنند و آب بدنشان کم مي‌شود و زودتر از بقيه مردم مي ميرند. (5) اريتيوس (30-90 پس از ميلاد) پزشک يوناني در کنار پر ادراري نشانه هاي ديگري از اين بيماري از جمله تشنگي هميشگي و کاهش وزن را برشمرد . همچنين نام ديابت را که به معناي “گذر کردن” يا “جريان پيدا کردن” است براي اين بيماري برگزيد.
وي ديابت را پيامد آب شدن گوشت دست و پا و وارد شدن آن به ادرار مي دانست . جالينوس (201-131 ميلادي) پزشک سرشناس ارتش روم ، بر اين باور بود که اين بيماري راز آلود از نارسايي کليه ها پديد مي آيد تا نزديک به دو هزار سال همه پزشکان چنين نظري را درست مي دانستند . دو پزشک بسيار حاذق و مشهور هندي در قرن پنجم ميلادي با چشيدن ادرار بيماران به شيرين بودن آن پي بردند . مشهور است که آنها براي تشخيص بيماران به دستشويي ها توجه مي کردند و اگر مورچه ها در آنجا جمع مي شدند مي فهميدند که بيماري در ان خانه زندگي مي کند به ديابت مبتلاست . آنها براي اولين بار تشخيص دادند که بيماران ديابتي دو دسته اند . دسته اي از آنها چاق و دسته اي لاغرند و همچنين دريافتند که کودکان مبتلا به ديابت عموما لاغر هستند . در قانون ابن سينا نيز به شيرين بودن ادرار بيماران ديابتي اشاره شده است . ابن سينا اولين پزشکي بود که به دو عارضه بسيار مشهور بيماري ديابت يعني ناتواني جنسي و گانگرن يا قانقاريا اشاره کرده و استفاده از گياهان مختلف موثر در کاهش شدت بيماري ديابت را پيشنهاد نموده است . نوشته هاي ابن سينا تا صدها سال بدون تغيير در دانشکده هاي پزشکي مغرب زمين تدريس مي شد . (8)
در قرن شانزدهم پزشکي سوئيسي به نام فون هوهنهايم پس از جوشاندن ادرار بيماران ديابتي متوجه ذرات سفيدي گرديد که به احتمال زياد مواد قندي بود . ولي او آنها را نمک پنداشت و چنين استدلال کرد که پرنوشي و پرادراري بيماران ديابتي ناشي از تجمع نمک در کليه هاست.
صد سال بعد در قرن هفدهم توماس ولس پزشک انگليسي دوباره ادرار ديابتي را جوشاند و اين بار شيريني ماده سفيد حاصله را تاييد کرد و اين حقيقت هزار ساله را که ادرار بيماران ديابتي شيرين است مجددا اثبات نمود. در قرن هفدهم پزشکي به نام توماس سيدنهايم براي اولين بار به اين حقيقت اشاره کرد که ديابت يک بيماري عمومي در تمام اعضاي بدن است در قرن 18 پزشک و فيلسوف انگليسي به نام متيو دايسون براي اولين بار شرح داد که علاوه بر ادرار سرم بيماران ديابتي نيز شيرين است. در همين زمان جان روله لغت مليتوس را که در زبان يوناني به معناي عسل است به نام ديابت افزود . آسيب شناسي (پاتولوژي) دقيق ديابت تا قرن نوزدهم ميلادي به درستي روشن نبود . در سال 1875 کلود برنارد فيزيولوژيست شهير گليکوژن را به عنوان فراورده سوخت و ساز گلوکز در کبد معرفي و اين مفهوم را عرضه کرد که اختلال در سوخت و ساز گلوکز باعث بروز ديابت مي شود . در سال 1869 پل لانگرهانس دانشمند بيست و دو ساله آلماني جزاير لانگرهانس را کشف کرد . پژوهشگران ديگر ناهنجاري جزاير لانگرهانس را در کالبد شکافي بيماران ديابتي که جان باخته بودند مشاهده نمودند
سپس در سال 1889 اسکار مينورسکي و جوزف ون مرينگ پژوهشگران فرانسوي نشان دادند که اگر لوزالمعده سگي را از بدنش بيرون آوردند نشانه هاي ديابت پديدار شده و سگ به زودي مي ميرد. (8)
از آغاز سده بيستم ميلادي اين نظر مطرح شد که بيماران ديابتي دچار کمبود ماده اي هستند که لوزالمعده سالم مي تواند آن را بسازد . ماده ترشح شده از سلولهاي بتاي موجود در جزاير لانگرهانس انسولين خوانده شده که از لغت لاتيني اينسولا به معناي جزيره گرفته شده است.
گيورگ زولزر دانشمند آلماني در سال 1908 براي نخستين بار نشان داد که با تزريق افشره اي از لوزالمعده مي توان ورود گلوکز به ادرار را کاهش داد . سپس در سال 1920 فردريک بنتينگ و دستيارش چارلز بست آزمايش هاي خود را براي يافتن ماده اي در افشره لوزالمعده که قند ادرار را در سگ ديابتي کاهش مي دهد آغاز کردند . آنها از شيميداني به نام جيمز کليپ براي تخليص عصاره (افشره) لوزالمعده و استخراج انسولين خالص کمک گرفتند و سرانجام توانستند در سال 1921 پروتئين انسولين را از لوز المعده به دست آوردند و با تزريق آن به فردي 14 ساله به نام لئورناردو تامسون ( که در حال مرگ بود ) در تورنتوي کانادا تاثير اين پروتئين در کاهش قند ادرار و بهبود بيماران ديابتي را نشان دهند . تامسون بهبود يافت و سالها زندگي کرد تا آن زمان بيماران ديابتي به خصوص بيماران ديابت نوع يک خيلي زود در اثر عوارض بيماري مي مردند . اين کشف انقلابي بزرگ در درمان ديابت به شمار مي رفت . بنتينگ و جان مک لويد (شخصي که آزمايشات خود را در اختيار بنتينگ گذاشته بود ) به پاس کشف بزرگ و تاريخي شان موفق به دريافت جايزه نوبل پزشکي در سال 1923 شدند . آنها جايزه خود را با چارلز بست و جميز کليپ تقسيم کردند . در سال 1930 دانشمندي آرژانتيني متوجه شد که مصرف برخي از قرص هاي سولفاميد باعث کاهش قند خون مي شود . اين کشف مورد توجه واقع نشد تا اينکه در اوج جنگ جهاني دوم يک پزشک نظامي فرانسوي به نام لوباتيه هنگام درمان بيماران مجروح جنگي با آنتي بيوتيک سولفاميد متوجه شد که قند خون آنها کاهش مي يابد و اين آغاز مصرف گروهي از داروهاي کاهنده قند خون بود که هنوز در بازار دارويي وجود ندارد و انواع جديدي از آنها نيز عرضه شده و همان گروه سولفونيل اوره هاي معروفند . دردهه 1950 دانشمندان آمريکايي دسته ديگري از داروهاي خوراکي را که نوع جديد آن به گلوکوفاژ يا متفورمين مشهور است کشف کردد . اين داروهاي خوراکي در درمان ديابت نوع دو کاربرد دارند . در اواخر دهه 1960 يک پزشک ايراني به نام دکتر شموئيل رهبر هموگلوبين قند دار شده يا گليکوزيله را که به هموگلوبين AIC1 مشهور است کشف نمود که با اندازه گيري ان معادل قند خون سه ماه بيماران ديابتي تعيين مي گردد . کشف اين هموگلوبين انقلاب بزرگي در پيگيري نحوه کنترل قند و درمان بيماران ديابتي بوجود آورد . با پيشرفت تکنولوژي به جاي انسولين حيواني مانند انواع گاوي ، خوکي و اسبي که به مقدار کم و محدود توليد مي شود و ممکن بود در انسان توليد آلرژي بنمايد . انسولين نوترکيب انساني از تزريق ژن سازنده انسولين به باکتريها به دست آمد . البته اين پايان راه بيماري ديابت نيست .
ما نيز چون شما اميدواريم روزي با عرضه روشهاي درماني نوين براي درمان قطعي ديابت اين داستان به پايان خوش خود برسد وطومار اين بيماري براي هميشه بسته شود. (8)
2-1-1 تعريف ديابت مليتوس:
ديابت کلمه اي است با ريشه يوناني، از نظر ريشه کلمه شامل دو بخش dia به معني ميان و خلال و betes از ريش? bainein به معناي عبور، اين لفظ در پزشکي براي مجموعه اي از بيماري ها به کار مي رود که وجه اشتراکشان در پرادراري بيمار مي باشد
از ديدگاه پزشکي چندين نوع بيماري ديابت وجود دارد. (8)
3-1-1 ديابت مليتوس يا مرض قند:
که در آن پرادراري بيمار ناشي از افزايش سطح قند در خون و دفع آن در ادرار است . در عرف کلمه ي ديابت معمولا به اين نوع اطلاق مي شود که از ديد پزشکي يک غلط مصطلح به شمار مي رود .ديابت قندي سندرمي از اختلال متابوليسم کربوهيدرات چربي و پروتئين است که بر اثر فقدان ترشح انسولين يا کاهش حساسيت بافت ها به انسولين ايجاد مي شود. (6)
بر همين اساس ديابت به انواع يک و دو تقسيم مي شود . به گفته متخصصان اين رشته ديابت مليتوس نوع يک بيماري خود ايمني است که به علت تخريب پيشرونده سلولهاي بتاي جزاير لانگرهانس به وجود مي آيد . (6 و 8) اين بيماري بيشتر در ميان کودکان ، نوجوانان و افراد زير 30 سال مشاهده شده و به ندرت افراد بالاي 30 سال به آن مبتلا مي شوند . در اين نوع ديابت بدن افراد به اندازه کافي انسولين ترشح يا توليد نمي کند و در نتيجه فرد ديابتي از همان ابتداي شروع ديابت نياز به تزريق انسولين دارد .
بيماري ديابت نوع دو بيشتر افراد بالاي 30 سال را مبتلا مي سازد . پزشکان علت اصلي ابتلا به آن را کم تحرکي و تغذيه نادرست مي دانند . (8) شواهد رو به افزايش حاکي از افزايش استرس اکسيداتيو در افراد ديابتي به واسطه توليد بيش از حد انواع اکسيژن واکنشي ROS2 و کاهش کارايي دفاع هاي آنتي اکسيداني وجود دارد . فرايندي که به صورت ابتدايي شروع مي شود و زمينه بيماري را فراهم مي کند (11).
4-1-1 ديابت بي‌مزه:
که در آن بيمار به دليل وجود اختلال در کليه ها يا غده هيپوفيز بيش از اندازه ادرار دفع مي‌کند.
ديابت دارويي که ناشي از مصرف داروهاي ادرار آور مانند تيازيدها مي‌باشد.
ديابت فسفره اصطلاحي است که متخصصين ارتوپدي براي وضعيتي به کار مي‌برند که فرد در اثر اختلالات متابوليک، مقدار زيادي فسفر از ادرار دفع مي‌کند و ميزان مواد معدني استخوان‌ها نيز کاهش مي‌يابد. (12)
ديابت مليتوس شامل گروهي از اختلالات متابوليک شايع است که وجه مشترک آنها افزايش قند خون مي باشد. علاوه بر اين اختلالات ديگري نيز ممکن است در سوخت و ساز چربي و پروتئين بروز کند . اکسيداسيون ليپيدها پروتئين ها و ماکروملوکولهاي ديگر مثل DNA در طول گسترش ديابت اتفاق مي افتد . موتاسيون در DNA ميتوکندريايي همچنين در بافتهاي ديابتي گزارش شده است که يک نوع استرس اکسيداتيو وابسته به آسيب ميتوکندريايي اعلام شده است (11)
متخصصان گروه بيماريهاي غدد درون ريز ديابت را يکي از شايعترين بيماريهاي متابوليک در قرن حاضر مي دانند که منجر به ناتواني و مرگ زودرس شده و عوارض حاد و ديررس آن تهديد عمده اي براي سلامتي فرد به شمار مي روند (8). چند نوع مشخص از ديابت مليتوس وجود دارد که در اثر واکنشهاي پيچيده بين عوامل ژنتيکي عوامل محيطي و شيوه زندگي به وجود مي آيند . بر حسب علت ابتلا به ديابت ميلتوس عوامل ايجاد قند خون بالا عبارت است از :
کاهش ترشح انسولين
کاهش مصرف قند خون (گلوکز)
افزايش توليد گلوکز
اختلال تنظيم متابوليکي ناشي از ديابت مليتوس سبب ايجاد تغييرات ايجاد در اندامهاي مختلف بدن مي شود که مشکلات فراواني را براي فرد مبتلا به ديابت و بهداشت جامعه ايجاد مي نمايد . (8) با گذشت زمان ديابت مليتوس ممکن است باعث نابينايي ، نارسايي و مشکلات کليوي ، آسيب اعصاب (نوروپاتي ديابتي) و ضايعات پوستي گردد و همچنين ديابت مليتوس يک عامل تسريع کننده مهم در سخت و تنگ شدن سرخرگ هاست که منجر به سکته مغزي ، بيماريهاي قلبي ناشي از عروق کرونر و ساير بيماريهاي عروقي مي گردد (1)
در اکثر کشورها ديابت مليتوس علت اصلي نارسايي کليه است همچنين اين بيماري يکي از علل اصلي قطع اندامها و کوري بالغين است.
با افزايش شيوع ديابت مليتوس در سراسر جهان انتظار مي رود که اين بيماري همچنان يکي از عوامل اصلي بيماري زايي و مرگ و مير باقي بماند (8)
5-1-1 تقسيم بندي ديابت ميلتوس:
تقسيم بندي ديابت مليتوس بر اساس روندهايي است که باعث ايجاد قند خون بالا مي شود . دو گروه عمده ديابت مليتوس به عنوان نوع يک و نوع دو نامگذاري شده اند . ديابت مليتوس نوع يک خود به دو گروه A , B تقسيم مي شود . گروه 1A که اکثريت بيماران مبتلا به ديابت نوع يک را شامل مي شود در اثر تخريب خود ايمني سلولهاي بتا ايجاد شده و منجر به کمبود انسولين مي گردد.
ديابت مليتوس نوع 1B فاقد نشانگرهاي ايمني است که بر تخريب خود ايمني سلولهاي بتا دلالت مي نمايد. اين بيماران از طريق مکانيسم هاي ناشناخته اي دچار کمبود انسولين مي شوند و مستعد ابتلا به کتواسيدوز ديابتي هستند . تعداد نسبتا کمي از بيماران مبتلا به ديابت ميلتوس نوع يک در گروه 1B قراردارند (12)
ديابت مليتوس نوع دو شامل گروه ناهمگوني از اختلالات است که با درجات متفاوتي از مقاومت به انسولين ، اختلال ترشح انسولين و افزايش توليد گلوکز همراهند . قبل از بروز ديابت مليتوس نوع دو دوره اي از تنظيم غير طبيعي قند خون وجود دارد که طي آن گلوکز خون افزايش مي يابد ولي اين افزايش در حد ايجاد بيماري ديابت نيست . اگر اين افزايش گلوکز در حالت ناشتا رخ دهد به آن اختلال گلوکز ناشتا IFG3 مي گويند.
اگر اختلال در گلوکز به دنبال صرف غذا رخ دهد تحت عنوان اختلال تحمل گلوکزIGT4 ناميده مي شود (8)
يکي از تفاوتهاي بين ديابت نوع يک و دو اين است که پس از شروع بيماري ديابت نوع يک بيماران به طرف ديابت برگشت ناپذير و آشکار پيش مي روند . ولي در ديابت نوع دو بيمار مي تواند با درمان مناسب و کاهش وزن و افزايش فعاليتهاي بدني از مرحله ديابت به مرحله عدم تحمل گلوکز بازگردد . اما در عمل اکثر اين بيماران به سمت بيماري ديابت آشکار پيش خواهد رفت . اگر مدتي از ديابت نوع دو بگذرد اين بيماري نيز بازگشت پذير خواهد بود . بيماران مبتلا به ديابت مليتوس نوع يک از ابتداي بيماري نياز به تزريق انسولين دارند (13) ولي بيماران مبتلا به ديابت مليتوس نوع دو در ابتداي بيماري نياز به انسولين ندارند ومي توان با رژيم غذايي و فعاليتهاي ورزشي و داروهاي کاهنده قند خون ميزان گلوکز خون آنها را مهار کرد . به همين دليل قبلا به ديابت نوع يک ديابت وابسته به انسولين IDDM5 و به ديابت نوع دو ديابت غير وابسته به انسولينNIDDM6 مي‌گفتند . (6) اما از انجا که تعداد زيادي از بيماران مبتلا به ديابت نوع دو در نهايت براي مهار قند خون نياز به تزريق انسولين پيدا مي کنند اين طبقه بندي ديگر کاربردي ندارد.
در طبقه‌بندي جديد سن بيمار به عنوان يک معيار به کار نمي رود . با اينکه ديابت مليتوس نوع يک اکثرا قبل از سي سالگي بروز مي کند ولي روند تخريب خود ايمني سلولهاي بتا ممکن است در هر سني رخ دهد . تخمين زده مي شود که بين پنج تا ده درصد افرادي که پس از سي سالگي به ديابت مبتلا مي شوند مبتلا به ديابت نوع يک هستند . به همين ترتيب با اينکه ديابت نوع دو معمولا با افزايش سن به وجود مي آيد ولي در اطفال و به ويژه در نوجوانان چاق نيز رخ مي دهد (8)
6-1-1 انواع ديگر ديابت مليتوس:
ساير علل ديابت در جدول 1-1 آورده شده اند.
توجه به اين مطلب ضروري است که بيشتر بيماران ديابتي به ديابت نوع يک و دو مبتلا هستند و ساير انواع ديابت ندارند . همچنين شيوع ديابت نوع دو به مراتب از ديابت نوع يک بيشتر است .
بيماريهاي بخش برون ريز لوزالمعده مانند التهاب لوزالمعده (پانکراتيت) زماني منجر به ديابت مي شوند که بيش از 80 درصد اين غده تخريب شده باشد.
هورمونهاي گلوکاکون، کورتيزول، نوراپي نقرين و هورمون رشد بر ضد انسولين عمل کرده و باعث افزايش قند خون مي شود . بنابراين بيماريهاي غدد درون ريز که منجر به افزايش در يک يا چند عدد از اين هورمون ها شوند ديابت ايجاد مي نمايند . بيماريهاي ويروسي (مانند سرخجه مادرزادي) مي توانند منجر به تخريب سلولهاي بتاي لوزالمعده و ايجاد ديابت شوند ولي از علل بسيار نادر ايجاد ديابت به شمار مي روند . (12)
جدول 1-1 علل ايجاد ديابت ميلتوس
ديابت نوع يک :
تخريب سلولهاي بتا پانکراس منجر به کمبود مطلق انسولين مي شود . ديابت نوع يک به دو گروه تقسيم مي شود
A . به واسطه ايمني ( تخريب خود ايمني سلولهاي بتا)
B. با علت نامشخص
ديابت نوع دو : از حالت غالب مقاومت به انسولين همراه با کمبود نسبي انسولين تا حالت غالب نقص ترشخصي انسولين همراه با مقاومت به انسولين متغير است
انواع ديگر ديابت :
الف- نقايص ژنتيکي عملکرد سلولهاي بتاي لوزالمعده :
شامل ديابت جوانان با شروع دردوران بلوغ که الگوي وراثت غالب داشته و با شروع زودرس اختلال ترشح انسولين و ايجاد قند خون بالا همراه است . اختلال در ماده وراثتي ميتوکندريها و نقص در تبديل پيش ساز انسولين به انسولين از ديگر علل نادر ايجاد ديابت در اکثر نقايص ژنتيکي هستند
ب- نقايص ژنتيکي عملکرد انسولين
ج- بيماريهاي بخش برون ريز لوزالمعده:
التهاب لوزالمعده (پانکراتيت ) ، برداشتن لوزالمعده ( پانکراتکتومي ) ، سرطان لوزالمعده ، بيماري فيبروکيستيک ، بيماري هموکروماتوز ، سفت شدن بافت لوزالمعده ( فيبروز پانکراس)
د- اختلال غدد درون ريز :
بيماري آکرومگالي ، سندرم کوشينگ ، گلوکاگونوم ، فئوکروموسيتوم ، پرکاري تيروئيد ، سوماتو استاتينوم ، آلدوسترونوم
ه- داروها و مواد شيميايي :
واکور ، پنتاميدين ، اسيد نيکوتينيک ، کورتيکو استروئيدها ، ديازوکسايد ، آگونيستهاي بتا آدرنرژيک ، تيازيدها ، فنيتوئين ، اينترفرون آلفا ، مهارکننده هاي پروتئاز ، کلوزاپين ، مسدود کننده هاي بتا
و – عفونتها :
سرخجه مادرزادي ، سايتومگالو ويروس ، کوکساکي
ز – ساير سندرمهاي ژنتيکي که گاهي با ديابت همراه هستند مانند سندرم داون ، سندرم کلاين فلتر ، سندرم ترنر و …
ديابت مليتوس حاملگي
7-1-1 ديابت مليتوس حاملگي:
ممکن است طي حاملگي عدم تحمل گلوکز رخ دهد . مقاومت به انسولين در نتيجه تغييرات متابويک اواخر حاملگي نياز به انسولين را افزايش داده ومي تواند به اختلال تحمل گلوکز منجر شود . ديابت حاملگي تقريبا در چهار درصد حاملگي ها در ايالات متحده ديده شده است . در اکثر اين زنان تحمل گلوکز پس از زايمان به حالت طبيعي باز مي گردد ولي خطر زيادي ( سي تا شصت درصد ) براي ابتلا به ديابت مليتوس در سالهاي بعد وجود خواهد داشت . (8 و 12)
8-1-1 اپيدميولوژي ديابت:
شيوع بيماري ديابت بسيار بالاست . حدود دويست و چهل ميليون نفر در سراسر جهان به ديابت مبتلا هستند . اغلب اين افراد ديابت نوع دو دارند که ناشي از ناتواني بدني در تنظيم درست قند خون است و با اضافه وزن و چاقي ارتباط دارد . مطالعات اپيدمولوژيک نشان داده اند که حدود ده تا بيست درصد ديابتي ها مبتلايان به بيماري ديابت نوع يک هستند و ديابت نوع دو که شايع ترين نوع ديابت است هشتاد تا نود درصد بيماران ديابتي را شامل مي شود. (13)
بر اساس پيش بيني سازمان جهاني بهداشت در سال 2025 تعداد مبتلايان به ديابت به سيصد و پنجاه ميليون نفر خواهد رسيد . اين در حالي است که در سال 2001 ميلادي تعداد اين بيماران يکصد و نود ميليون نفر بوده و البته اين رقم اکنون از مرز دويست ميليون نفر گذشته است . به اين ترتيب مي توان گفت در هر ده ثانيه دو نفر به بيماري ديابت مبتلا مي شوند . اما مرگ و مير ناشي از ديابت هم تکان دهنده است . در هر ده ثانيه يک نفر در اثر اين بيماري جان خود را از دست مي دهد . اين آمارها وقتي نگران کننده تر مي شوند که بدانيد بسياري از بيماران ديابتي از بيماري خود اطلاعي ندارند و نسبت به علايم آن آشنا نيستند و حتي نمي دانند که چه هنگامي بايد نسبت به وجود بيماري در خود شک کنند . از همين رو مسئله غربالگري (بيمار يابي) در اين بيماري اهميت فراواني مي يابد. (8 و 13)
9-1-1 اپيدميولوژي جهاني:
ميزان وقوع جهاني ديابت مليتوس طي دو دهه گذشته به ميزان چشمگيري افزايش يافته است . گرچه ميزان وقوع هر دونوع ديابت (ديابت مليتوس نوع يک و دو) در سراسر جهان در حال افزايش است ولي انتظار مي رود که سرعت اين افزايش در ديابت مليتوس نوع دو در آينده بيشتر باشد که دليل آن افزايش شيوع چاقي وکاهش ميزان فعاليت بدني است . همچنين شيوع ديابت مليتوس با افزايش سن بيشتر مي شود به طوري که طبق آمار سال 2000 ميزان وقوع ديابت در افراد زير بيست سال دودهم درصد و در افراد بالاي بيست و هشت سال شش دهم درصد و در افراد بالاي شصت و پنج سال بيست درصد برآورد شده است . ميزان وقوع اين بيماري در اکثر محدوده هاي سني در دو جنس مرد و زن مشابه است ولي شيوع آن در مردان بالاي شصت سال کمي بيشتر از زنان مي باشد ميزان بروز هر دو نوع ديابت در نژادها و نقاط مختلف جهان متفاوت است . براي مثال بيشترين ميزان بروز ديابت مليتوس نوع يک در کشورهاي اسکانديناوي (سوئد و دانمارک و …) ديده مي شود ولي در کشورهاي حاشيه اقيانوس آرام مانند ژاپن ميزان بروز ديابت نوع يک بسيار کم است و در اروپاي شمالي و ايالات متحده ميزان بروز آن در حد متوسط قرار دارد . در کل نژاد آفريقايي آمريکايي و بوميان و بوميان آمريکا (سرخ پوستان) و آسيا نژادهاي پرخطر محسوب مي شوند (13 و 8)
ميزان وقوع ديابت مليتوس نوع دو و اختلال تحمل گلوکز در بعضي از جزاير اقيانوس آرام بسيار زياد و در کشورهايي مانند هند و ايالات متحده آمريکا در حد متوسط و در روسيه و چين نسبتا کم است به نظر مي رسد اين اختلافات ناشي از عوامل ژنتيکي رفتاري و محيطي باشد
تفاوت هاي چشمگيري نيز در ميزان وقوع ديابت مليتوس در ميان قومها و نژادهاي مختلف داخل يک کشور ديده مي شود (13 و 8)
10-1-1 اپيدميولوژي در ايران:
جهان در حالي وارد قرن بيست و يکم شد که بيش از يکصد و چهل ميليون نفر مبتلا به بيماري ديابت بودند . در اين ميان سهم کشور ما حدود سه و نيم تا چهار ميليون نفر ديابتي است . اين در حالي است که متخصصان و کارشناسان پيوسته درباره روند رو به رشد بيماري ديابت در کشورمان به عناون شايعترين بيماري غدد درون ريز دردهه هاي اخير هشدار مي دهند . بيماري ديابت يکي از سه عامل اول مرگ و مير در دنياست . بيماري زايي اين عارضه چه از نظر هزينه هاي درماني و چه از جهت کارافتادگي بسيار بالاست و يکي از عمده ترين مسائل بهداشتي درماني در جوامع به شمار مي رود . از سوي ديگر همراهي با چاقي و افزايش چربي خون ، احتمال ايجاد بيماري قلبي عروقي را به عنوان اولين عامل مرگ و مير در انسان به شدت افزايش مي دهند (8)
بيش از بيست درصد کودکان ايراني که در سنين مدرسه هستند اضافه وزن دارند که به دليل تغذيه نادرست است و مي تواند زمينه ساز ديابت نوع دو باشد . در برنامه کشوري غربالگري و مهار بيماري ديابت مشخص شده است پانزده درصد مردان و سي درصد زنان دچار اختلال تحمل گلوکز هستند . (8)
ديابت شايع ترين بيماري غيرواگير در ايران است . شيوع آن در کشور ما سه تا پنج درصد است يعني معادل دو تا سه و نيم ميليون نفر از جمعيت کل کشور. اين رقم شامل کساني است که يا مبتلا به اين بيماري اند يا مستعد ابتلا به آن (4). نيمي از بيماران ديابتي از بيماري خود کاملا بي خبرند و دليل انجام غربالگري براي ديابت نوع دو نيز همين است
نتايج غربالگري در ايران نشان داده است که شيوع ديابت در روستاها دو و دودهم درصد و در مناطق شهري چيزي حدود پنج درصد است . طبق آمار رسمي وزارت بهداشت حدود پنج ميليون و چهارصد هزار نفر از جمعيت کشور ما در معرض خطر ابتلا به ديابت هستند . بارمالي ديابت در حال حاضر نهصد ميليارد تومان در کشور برآورد شده که عمدتا هزينه مستقيم دارويي است . در مقايسه با کشورها افزايش شيوع ديابت در جامعه ما بسيار سريع است و بايد براي پيشگيري از آن اقدامات اساسي انجام داد (8)
1-2 کالبد شناسي و عملکرد لوزالمعده:
لوزالمعده يا پانکراس غده اي است به رنگ سفيد متمايل به خاکستري که طول آن در حدود پانزده تا بيست سانتي متر مي باشد . وزن آن در فرد بالغ حدود هفتاد وپنج تا صد گرم است . جايگاه آن از اولين قسمت روده کوچک تا نزديک ناف طحال در پشت معده است.
لوزالمعده از نظر آناتومي سه قسمت دارد . سر پانکراس در قسمت c شکل شکل دئوئنوم (بخش اول روده کوچک ) و دم پانکراس در مقابل ناف طحال قرار دارد. (14)
پانکراس از بيرون توسط کپسول از بافت همبند پوشيده شده که استطاله هايي از آن به درون غده نفوذ کرده و آن را به بخشهاي کوچکتري به نام لوپول تقسيم مي کند. متابوليسم کربوهيدراتها و ليپيدها و پروتئين ها در کنترل و تنظيم خيلي دقيق بوده و اين اعمال به وسيله هورمون هاي ترشح شده از لوزالمعده صورت مي گيرند.
شکل 1-1، آناتومي پانکراس
لوزالمعده داراي دو نوع غده مترشحه کاملا متمايز است . يکي غده برون ريز با ساختمان خوشه اي که ترشحات خود را براي کمک به هضم مواد غذايي در دوازدهه ميريزد و ديگري غده درون ريز که از حدود يک ميليون خوشه ميکروسکوپي سلولي موسوم به جزاير لانگرهانس تشکيل شده است . جزاير لانگرهانس که در تمام بافت لوزالمعده پراکنده اند مجموعه هايي متشکل از چهار نوع سلول مترشحه آلفا بتا دلتا و pp7 با وظايف متفاوتند . (8 و 14)
سلولهاي آلفا زماني که قند خون کاهش مي يابد با ترشح گلوکاگون کبد را وادار ميکند تا گليکوژن را به گلوکز تبديل نمايد . همچنين سلولهاي بتا با ترشح انسولين قند خون را کاهش مي دهند.
شکل 2-1، بافت شناسي پانکراس
ساخت انسولين در سلولهاي بتاي جزاير لانگرهانس صورت مي گيرد . در اين حالت انسولين به صورت پيش هورمون است و پس از تغيير و تحولاتي در ساختار آن به انسولين تبديل مي شود . ترشح انسولين به جريان خون پيچيده است به طوريکه يون کلسيم در آن نقش داشته است و در نتيجه به وسيله عمل اگزوسيتوز محتويات دانه هاي ترشحي به محيط خارج سلولي ترشح مي شود گلوکز محرک ترشح انسولين است . به اين صورت که گيرنده هاي اختصاصي گلوکز روي سلول هاي بتا تحريک ترشح انسولين را در زماني که گلوکز خون زياد مي شود انجام مي دهند (1)
2-2-1 انسولين:
انسولين هورموني است که توسط سلولهاي بتاي جزاير لانگرهانس لوزالمعده توليد مي شود و ميزان قند خون را کاهش مي دهد (1 و 6)
براي اولين بار در سال 1921 به وجود انسولين درعصاره جدا شده از جزاير لانگرهانس پي برده شد و سرعت اثرات آن در کاهش قند خون شناسايي گرديد وپس از مدت کوتاهي انسولين گاو وخوک در درمان بيماري قند در انسان مورد استفاده قرار گرفت . انسولين نخستين پروتئيني بود که خواص هورموني ان شناخته و به صورت کاملا خالص و متبلور تهيه شده و نوع و رديف اسيد هاي آمينه آن تعيين و به طور مصنوعي توليد شد . همچنين اولين هورموني بود که پروتئين پيش ساز آن شناخته شد و بالاخره اولين پروتئيني بود که به کمک روش هاي توليد DNA نو ترکيب براي مصارف تجاري تهيه شد (8)
وقتي غذا مي خوريم مواد غذايي در بدنمان به اجزاء کوچک تر همچون گلوکز تجزيه مي شوند . سلول هاي بدن انسان براي فعاليت به گلوکز نياز دارند اما برخي سلول ها بدون کمک انسولين نمي توانند گلوکز مورد نياز خود را از خون گرفته و مصرف کنند. به اين ترتيب انسولين باعث مي شود گلوکز موجود در خون وارد سلول ها شود. پس از هر بار غذا خوردن و هضم غذا مقدار زيادي گلوکز به خون وارد مي شود که بايد مورد استفاده سلول ها قرار گيرد. بنابراين پس از هر وعده غذايي لوزالمعده انسان خود به خود هورمون انسولين موجب پايين آمدن قند خون مي شود . يعني همان وضعيتي که پيش از غذا خوردن وجود داشت . جزاير لانگرهانس در برخي افراد ديابتي انسولين کافي توليد نمي کنند و همين باعث مي شود تا قند خون آنها بالا باقي بماند . به همين دليل افراد ديابتي نياز به دريافت انسولين دارند (6)
در برخي ديگر از بيماران ديابتي بدن نسبت به انسولين مقاومت نشان مي دهد و براي غلبه بر اين مقاومت نياز به انسولين بيشتري وجود دارد که ممکن است بدن نتواند آن را توليد کند در اين بيماران نيز قند خون افزايش مي يابد البته نقش انسولين صرفا محدود به تسهيل برداشت گلوکز توسط سلولها نمي شود.
3-2-1 ساختمان شيميايي انسولين:
انسولين پلي پپتيدي متشکل از دوزنجيره پپتيدي A , B است . تعداد اسيدهاي آمينه در زنحيره A برابر بيست و يک و در زنجير B برابر سي است . اين دو زنجيره به کمک دو پل دي سولفور يکي بين اسيدهاي آمينه شماره 7 از دو زنجيره و ديگري ميان اسيدهاي آمينه شماره 20 از زنجيره A و شماره 19 از زنجيره B با يکديگر اتصال دارند . علاوه بر اين ريشه هاي اسيد آمينه رديف 6 و 11 در داخل زنحيره A به وسيله پيوند دي سولفور به يکديگر متصل است. مکان اين پيوندها در گونه هاي مختلف متفاوت است مکان اين پيوندها در گونه هاي مختلف ثابت است (1 و 6)
پژوهشگران با بررسي اثرات تغييرات شيميايي هر يک از اسيد هاي آمينه در رديف هاي مختلف ساختمان انسولين موفق شده اند قسمت هايي از ساختمان انسولين را



قیمت: تومان


دیدگاهتان را بنویسید